تبلیغات
شهدای دزآور
 
شهدای دزآور
شهدا را یاد کنید حتی با ذکر یک صلوات
درباره وبلاگ


سامانه پیامک ستاد یادواره شهدای دزآور
منتظر نظرتون هستیم
500020401170
500051561000
50001040001400
09117913875 تلگرام

مدیر وبلاگ : ذوالفقار بابایی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا از این وبلاگ راضی هستید؟





پیرمرد صفای باطنش، آنقدر زیاد بود که در برابر مهمان به اداب مازنی با اینکه چند روزی از عمل جراحی اش می گذشت و دو پایش در جنگ تحمیلی هدف تیر و ترکش بود و صدای قدمش صداو سیما را همراهی می کرد سخاوتی از جنس انقلاب را برایمان تصویرگری کرد...

«جانباز» و «خبرنگار» دفاع مقدس به شهادت رسید؛ جانباز «عمو ذاکری» خبرنگار دوران دفاع مقدس و اهل استان مازندارن بعد از مصاحبه بسیار در خصوص سختی های زندگی اش و بیماری سرطان که با آن دست و پنجه نرم می کرد سرانجام به شهادت رسید.

متن زیر حاصل گزارش و گفت و گوی پایگاه خبری شهدای ایران با این جانباز شهید پیش از شهادتش است که می خوانید:


ذوالفقار بابایی اهل پاوه است اما مازندران زندگی می کند به همراه عیالش همرزم عمو علی ذاکری احمدآبادی...که ما را با او آشنا کرده ، جانبازی که اکنون با سرطان پنجه در پنجه انداخته است...

روحیه عمو ذاکری را سرطان که هیچ، جراحی سنگین بدنش و خارج کردن معده و نابودی مری در کنار زندگی با شرایط سخت تغذیه ای هم تضعیف نکرده است ... مظلوم است و افق های دیدش برای مرز خاکی وطن ایران اسلامی ،می تپد مانند روزهای جوانی...

اشک چشمانش ،وقتی با نامهربانی های برخی مسئولان روبرو می شود ،حدقه می زند در چشم ،اما فرو نمی ریزد...غیرتمندانه بغض را با سن 61 ساله اش قورت می دهد که مبادا "مهمان خبرنگار" اذیت شود ...و یا حتی مبادا طلبکار سفره انقلاب باشد ...

تمام ورد زبانش "همراهی رهبر" است و می گوید الان آقا امر کند، با همین وضعم برای جنگ میروم ،اگر پیرم و اسلحه نتوانم بگیرم ،آب رسان رزمنده ها که می توانم باشم ...

زندگی

در گوشه منزل 60 متری اش ،یک پرسش سهمگین جا خوش می کند!عدالت کجاست؟

و تلاش او در روزهایی که برایش لحظه لحظه ،با اهمیت است  واندک تسهیلاتی که خانه کوچک را سقف خانواده کند می تواند آرامش روحش را فراهم کند اهمیتی خاص دارد-با همه نقش آفرینی اش در جنگ و قلم زدن و قدم زدن و تصویرسازی و ماندگار سازی آدم ها،نقشی که برای خودش سیاه مشق سکوت و بی تفاوتی برخی مسئولان است...

زندگی

عکس هایش را با ذوقی عجیب برایمان می آورد پای رفتن ندارد اما شوق جوانی و روزهای پرشور جنگ ،پیرمرد را برای لحظه ای، فارغ از دنیای دردآلود می کند و به اندازه خاطرات دفاع مقدس و رزم آفرینی سردارشالیکارها و  کمیل ها ،سردار ملکی ها و ابوعمارها و گردان های پرافتخار لشگر 25 کربلا حرف ها دارد برای گفتن.

زندگی

این جانباز دفاع مقدس درباره حضورش در جبهه می گوید: در مهران فعال بودیم در فعالیت های لشگر 25 در مناطق جنوبی و در فاو شرکت داشتم همرزم شهید ابوعمار بودم  خدابیامرزد ایشان را فرق عجیبی داشت ..

فرمانده مریوان بودند الان تنها فرماندهانی که برای ما باقی ماندند فرمانده ملکی و شالیکار و کمیله .باید یادی هم از سردار نظری هم بکنم که اهل گرگان بودند.زانوی چپ من تیرخورده است و زانوی راست هم ترکش خورده است که با عمل جراحی که داشتم خیلی این روزها اذیت می شوم.


عمو ذاکری حالا با کلکسیونی از درد و به خصوص درد سرطان مظلومانه زندگی می کند و صدایش را کسی نمی شنود.


برای شادی روح این شهید صلوات بفرستید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

رئیس فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس از بی اطلاعی رئیس جمهور درباره واگذاری بیمه تکمیلی ایثارگران به دستگاه های مربوطه خبرداد و رئیس سازمان برنامه و بودجه را عامل اصلی این اقدام معرفی کرد.

نماینده ایثارگر مقصر اصلی را معرفی کرد رئیس فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس از بی اطلاعی رئیس جمهور درباره واگذاری بیمه تکمیلی ایثارگران به دستگاه های مربوطه خبرداد و رئیس سازمان برنامه و بودجه را عامل اصلی این اقدام معرفی کرد.

رئیس فراکسیون مبارزه با مفاسد اقتصادی مجلس با بیان این مطلب به خبرنگار ما گفت: در قضیه واگذاری بیمه تکمیلی ایثارگران، رئیس‌جمهور بی اطلاع بوده و رئیس سازمان برنامه و بودجه راسا اقدام کرده است.
«امیر خجسته»، نماینده مردم همدان در مجلس شورای اسلامی با انتقاد از سرگردان کردن ایثارگران و خانواده های آنان در بنیاد شهید و سایر دستگاه‌های دولتی یادآور شد: در خصوص مصوبه مجلس شورای اسلامی که بر اساس آن، 3 سال پیش درمان و بیمه تکمیلی ایثارگران به بنیاد شهید و امور ایثارگران واگذار شده بود باید بگویم، در دو سال اخیر، بنیاد باید تامین اعتبار می‌کرد اما متاسفانه تاکنون این کار را نکرده است.
 وی افزود: به عنوان نماینده ایثارگر مجلس شورای اسلامی از آقای نوبخت، معاون رییس جمهور و رییس سازمان برنامه و بودجه گله مند هستیم که چرا ایثارگران ما را باید رها کنند تا به آنها بی حرمتی می شود.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی از بی توجهی مسئولان بنیاد نسبت به مسایل و مشکلات ایثارگران شدیدا" انتقاد کرد.

- عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: برخی از مسئولین به جای اینکه دولت و مجلس را نسبت به سلامت ایثارگران مجاب و حساس کنند خیلی راحت از کنار آن گذشته و موضوع را از سر خود باز می کنند.

  فاش نیوز، عبدالرضا عزیزی، نماینده مردم شیروان در مجلس شورای اسلامی با اشاره به نارضایتی نمایندگان ایثارگر مجلس شورای اسلامی از بی توجهی به معضل بیمه تکمیلی ایثارگران تصریح کرد: در خصوص بیمه ایثارگران باید بگویم وقتی یک وزیری مانند وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در واقع دولت و مردم را نسبت به سلامت جامعه حساس می کند، ضمن اینکه اعتبارات مورد نیاز خود را می گیرد، اعتباراتی هم مازاد بر آن دریافت خواهد کرد، اما در مقابل،  متاسفانه برخی از مسئولین که ما هم از آنها گلایه داریم ،از جمله رییس بنیاد شهید، به جای اینکه مانند وزیر بهداشت، دولت و مجلس را نسبت به سلامت ایثارگران و جانبازان مجاب و حساس کنند خیلی راحت از کنار آن می گذرند و موضوع را از سر خود باز می کنند.

نماینده ایثارگر مردم شیروان در مجلس شورای اسلامی گفت: از سر باز کردن بیمه ایثارگران و اینکه آن را به  وزارتخانه ها و سایر دستگاه ها بسپاریم بسیار راحت است، اما این کارغلطی است و بشدت از آن گلایه داریم؛ چرا که الان ایثارگران و جانبازان ما، خصوصا  جانبازانی که درصد آنها بالاست و پدران و مادران شهید، سنشان بالاست و احتیاج به دارو و درمان دارند اما به جای اینکه به دادشان برسند آنها را به ادارات دولتی واگذار می کنند.

 

عزیزی با انتقاد از بی تفاوتی بنیاد شهید و امور ایثارگران در موضوع بیمه تکمیلی ادامه داد: معلوم است ادارات دولتی آن طور که بنیاد شهید توجه می کند ممکن است توجه نکنند و این جای تاسف بسیار دارد چرا که درهیچ جای دنیا در خصوص درمان مجروحان جنگ و والدین قربانیان  قصور و کوتاهی نمی کنند.

نماینده ایثارگر مجلس دهم با بیان اینکه از این بابت ما به شدت گلایه داریم یاد آور شد: همانند روال گذشته وقتی لایحه بودجه را دولت به مجلس شورای اسلامی ارائه کند، رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران به صورت محکم از منافع و مطالبات ایثارگران  دفاع کند.

نماینده ایثارگر مردم شیروان ادامه داد: در این کشوری که می گویند مملکت جانبازان و ایثارگران است به جای اینکه آنقدر توی سرشان بزنند بیایند از آنها دفاع کنند و فقط شعار ندهند و بگویند مملکت مال شما است، اما بنام ایثارگران و به کام دیگران باشد. این طور که نمی شود کشور را اداره کرد؛ حتی ایثارگرانی که رنگ جبهه را ندیده اند حتما موافق این هستند که به بهداشت و درمان ایثارگران جدا" رسیدگی شود.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در پایان اظهار داشت: حتی دشمنان ما نیز راضی نیستند که خانواده شهدا، ایثارگران و جانبازان ما مشکلات درمانی داشته باشند!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اجراء نابهنگام و پر ایراد برخی سیاست های بنیاد که حساس ترین، مهم ترین و حیاتی ترین امور ایثارگران به ویژه جانبازان عزیز را به مخاطره انداخته است...

- مشاور وزیر کشور در امور ایثارگران و فعال رسانه ای حوزه ایثارگری در نامه ای سرگشاده به معاون بهداشت و درمان بنیاد شهید و امور ایثارگران، تصمیمات و اقدامات اخیر دولت در بخش بیمه و درمان را مورد انتقاد قرار داد.

«غلامرضا یاوند عباسی»، مشاور وزیر کشور در امور ایثارگران  از دستیاران مشاور اسبق رئیس جمهوری در امور ایثارگران و از فعالان رسانه ای حوزه ایثارگری در این نامه دکتر عبدالرضا عباسپور را چنین مورد خطاب قرار داده است:


برادر گرامی، جناب آقای دکتر عباسپور معاون محترم بهداشت و درمان بنیاد شهید و امور ایثارگران!

سلام علیکم؛ محبت چیزی نیست که قابل کتمان باشد. شما می دانید که نسبت به آن برادر گرامی احترام ویژه ای قائلم.
اما اجراء نابهنگام و پر ایراد برخی سیاست های بنیاد که حساسترین، مهم ترین و حیاتی ترین امور ایثارگران به ویژه جانبازان عزیز را به مخاطره انداخته است مرا بر آن داشت که به عنوان مدیر مسئول فصلنامه پیام ایثار که در حقیقت تریبونی در خدمت ایثارگران عزیز است صدای قشر آسیب دیده از سیاست های درمانی بنیاد شهید در امور ایثارگران باشم.

جناب آقای دکتر عباسپور عزیز! چند سال قبل شما به وضوح تجربه کردید که با واگذار شدن درمان ایثارگران به دستگاهها چه مصائبی پیش آمد. جانبازی که روی تخت بیمارستان بود ناگهان با انتقال مسئولیت درمان به دستگاهها و رفع مسئولیت از بنیاد، غم درد و رنج هایش را فراموش و عزای چگونگی تأمین هزینه را گرفت. چه استرس هایی که موجب شد خانواده های ایثارگران هراسان از تحمیل هزینه هایی که کسی مسئولیت تأمینش را تقبل نمی کرد، به این سو و آن سو رفته و به مسببین این فاجعه نفرین کنند.

و حالا بنیاد با علم به این ماجرای تکراری با لابی در رایزنی های خود مصوبه ای را از دولت می گیرد که از ۹۷/ ۷ / ۱۱ از زیر بار تأمین هزینه های درمان مشمولین ماده (۲) آیین نامه فصل سوم قانون جامع خلاص شود . وقتی در ابتدای سال ۱۳۷۹ اعلام شد سیاست بنیاد در سال جدید درمان و اشتغال خواهد بود، خوش خیالانه تصور کردم حداقل از این به بعد در این حوزه حیاتی مشکلی نخواهیم داشت، اما عجب تصور خامی! | فکر نمی کردم سیاست راه بنداز و جابنداز این بار هم در حوزه حیاتی درمان آزمایش شود و دقیقا زمانی که موافقت نامه ها تبادل و دستگاهها کمترین امکان را برای تأمین هزینه های درمانی ایثارگران دارند، بیمه تکمیلی ایثارگران مشمول به ناگهان از بنیاد منتزع شود؟!

جناب آقای دکتر عباسپور! همانگونه که حضورا هم عرض کردم اینجانب به هیچ وجه از انتقال مسئولیت بیمه تکمیلی ایثارگران به دستگاه ها گلایه مند نیستیم بلکه از قطع نابهنگام خدمات بنیاد شکایت دارم. انتظار بود حتی اگر بر فرض محال، بنیاد نقشی در مصوبه اخیر نداشت، نقش پدری خود را ایفا می کرد، با توجیه و پیگیری لازم اجرای مصوبه را از سال مالی أتی خواستار می شد و این چند ماه باقی مانده را به هر زحمتی بود با همان وضع قبلی سپری می کرد.

شما می دانید که براساس قانون استفساریه بند «ب» ماده (۴۴) قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران، دستگاه اجرایی بازنشستگان، صندوق های بازنشستگی تعیین شده و این صندوق ها هیچکدام بدون تأمین هزینه ها توسط دولت زیر بار اجرای قانون نرفته و نخواهند رفت و بدین ترتیب گروه کثیری از ایثارگران مشمول به ناگهان از زیر چتر حمایتی بیمه تکمیلی خارج شده و بلاتکلیف مانده اند.  شما می دانید که اغلب دستگاهها همچنان به دلیل عدم توانایی در تأمین هزینه، از اجرای مصوبه دولت عاجز هستند و شما به درستی می دانید که هزینه های گزاف دارو و درمان در این گپ زمانی - تا پیش بینی در بودجه سال آتی دستگاهها - دمار از روزگار ایثارگران، به ویژه جانبازان در خواهد آورد.

هیچ پدری به خیال و تصور حمایت دیگران به ناگاه پشت فرزندش را خالی نمی کند ولی شما کردید.

گمان می کنم هیچ کس دیگری جز بنیاد نمی توانست توجه دولت تدبیر و امید به ایثارگران را اینقدر زیر سؤال ببرد. گرچه اقدام خسارت بارتان قابل توجه است اما محض رضای خدا به فوریت حداقل بازنشستگان ایثارگر و جانبازان با وضعیت درمانی ویژه شاغل را در ماه های باقی مانده از سال ۹۷ تحت پوشش قرار داده و زمینه را برای پیش بینی اعتبارات دستگاه ها در سال آتی فراهم کنید.


غلامرضا یاوند عباسی صاحب امتیاز و مدیر مسئول فصلنامه پیام ایثار



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
مادرم وقتی خبر شناسایی پیکر برادرم را از زبان سردار شنید دستش را به سوی آسمان بلند کرد و خدا را چند بار شکر کرد. اینجا بود که از نذر صلواتش برای ما صحبت کرد. مادرم سال‌ها بر سر مزاری که به یادبود غلام بعد از تأیید شهادتش درست کرده بودیم می‌رفت و گریه می‌کرد.
سردار باقرزاده از مادر شهید می‌پرسد نامه‌های شما به فرزند رزمنده‌تان را چه کسی می‌نوشت؟ مادر می‌گوید به برادرم می‌گفتم حرف‌های مرا برای غلام بنویس و بفرست. سردار نامه‌ای را روبه‌روی خود می‌گیرد و شروع به خواندن می‌کند. چند سطری که می‌خواند، حسین برادر شهید می‌گوید این همان نامه‌ای است که ما برای غلام نوشته بودیم. سردار خبر تفحص و شناسایی پیکر شهید غلام حق شناس را می‌دهد و می‌گوید این نامه همراه با کارت‌های شناسایی در کنار پیکرش سالم تفحص شده است. نام او در سال ۶۱ بعد از عملیات رمضان در لیست مفقودالاثر‌ها ثبت و پیکرش ۳۶ سال بعد در مهرماه سال ۹۷ شناسایی شد. مادر می‌گوید از همان لحظه‌ای که خبر مفقودالاثر شدنش را شنیدم، نذر کردم روزانه ۵ هزار صلوات بفرستم تا پیکر فرزندم برگردد. گفت‌وگوی ما با حسین حق شناس، برادر شهید را می‌خوانید.

اغلب رزمنده‌های نسل اول جنگ از مبارزان انقلابی هم بودند، برادرتان هم فعالیت انقلابی داشت؟
غلام متولد سال ۱۳۴۴ و چهارسال از من بزرگ‌تر بود. یعنی هنگام پیروزی انقلاب ۱۳ ساله بود. در همان سن و سال در فعالیت‌های انقلابی نظیر پخش اعلامیه‌های حضرت امام (ره) و شرکت در تظاهرات مشارکت داشت. سال ۵۶ کتابی از امام تهیه کرده بود. آن زمان می‌گفتند هر کس کتاب یا رساله امام را دارد بازداشت می‌شود. ما در خانه هم کتاب امام را داشتیم و هم رساله ایشان را که در جایی مخفی نگه می‌داشتیم. غلام مقلد امام بود. برای شرکت در تظاهرات از گرگاب به شهر‌های مختلف می‌رفت. به شهید بهشتی خیلی علاقه داشت. بعد از حادثه هفتم تیر خیلی گریه و بی‌تابی کرد، خودش را می‌زد و ناله می‌کرد. بعد هم که می‌گفت: جایز نیست بمانم و بهمن ماه سال ۶۰ به جبهه رفت. با اینکه پدر نداشتیم و ایشان نان آور خانه بود، اما مادرمان هم مخالف فعالیتش نبود.

پدرتان در قید حیات نبود؟ چون گفتید برادرتان نان آور خانه بود.
پدرمان سال ۵۲ مرحوم شدند. بعد از آن غلام هم درس می‌خواند هم کار می‌کرد. هر کاری که می‌شد با همان سن کمش که کمتر از ۱۰ سال داشت انجام می‌داد. مثلاً چوپانی می‌کرد یا کمک حال دایی‌ها می‌شد. مادرمان قالیبافی می‌کرد، نان می‌پخت و برای مردم کار می‌کرد تا هزینه زندگی تأمین شود و رزق حلال به دست می‌آورد. ما مطمئن بودیم پولی که خرج خانواده می‌شود حلال و حاصل زحمت و دسترنج اعضای خانواده است که با سختی و رنج به دست آمده است. وضع مالی خوبی نداشتیم. مادرمان یک تخم مرغ می‌پخت و من و برادرم با هم می‌خوردیم و خودش نمی‌خورد تا ما با آن تخم‌مرغ سیر شویم.

خوانندگان ما عموماً جوان هستند اگر می‌شود از شاخصه‌های مهم اخلاقی برادرتان برای خوانندگان ما بگویید.
برادرم بین همکلاسی‌های خود به شیخ غلام معروف بود، یعنی هم احکام و معارف اسلامی را می‌دانست و هم به آن‌ها عمل می‌کرد. با بی‌حجابی از همان دوران نوجوانی مخالف بود. قبل از انقلاب معلمان مدارس حجاب کامل نداشتند و غلام از این موضوع خیلی ناراحت بود. غلام در کلاس پنجم ابتدایی که خانم معلم آن‌ها حجاب کامل نداشت سرش را بالا نمی‌گرفت و همان زمان به شیخ غلام معروف شد.

چند ساله بود که عازم جبهه شد؟
بهمن ماه سال ۶۰ که ۱۶ ساله بود عازم جبهه شد و رزمنده گروهان حمزه از گردان امام محمدباقر (ع) لشکر ۱۴ امام حسین (ع) شد. مادرم هم راضی بود. برادرم قبل از رفتن در نامه‌ها و وصیتنامه‌اش برای فامیل و بستگان نوشت که من می‌روم اگر کسی به مادرم بگوید تو دو تا پسر بیشتر نداری، چرا اجازه دادی فرزندت به جبهه برود، من راضی نیستم و از او نمی‌گذرم. سال ۶۰ با سه نفر از دوستانش با هم رفتندکه دو تا از آن‌ها جانباز و یک نفر هم شهید شد. کسی که شهید شد به نام عباس حق شناس پسرعموی مادرمان هم بود که در عملیات آزاد‌سازی خرمشهر در روز دوم خرداد به شهادت رسید. این‌ها خیلی با هم دوست بودند. غلام روز آزادی خرمشهر همراه با پیکر دوستش به خانه آمد و بعد از مراسم تشییع و مراسم هفتم شهید دوباره به جبهه بازگشت.

شهید چند بار عازم جبهه شد؟
دو بار. در اعزام دوم همراه با ۲۰ نفر از بچه‌های گرگاب بود. روز اعزام این گروه را به یاد دارم که، چون اعزام دسته جمعی بود، مراسم باشکوهی برگزار شد. مردم زیادی آن‌ها را بدرقه کردند. غلام شش ماه در جبهه بود و در عملیات بیت‌المقدس و رمضان شرکت داشت. وقتی به مرخصی می‌آمد از عملیات برای ما می‌گفت. وقتی از عملیات بیت‌المقدس برگشت گفت: واقعاً همانطورکه امام خمینی (ره) فرمودند: آزادسازی خرمشهر خدایی بود. این جمله او را هرگز فراموش نمی‌کنم که می‌گفت: این اسرایی که گرفتیم اگر جرئت داشتند و اهل مقاومت بودند و به بچه‌های ما حمله می‌کردند، ما هرگز موفق نمی‌شدیم.

در کدام منطقه مفقودالاثر شد و شما چگونه باخبر شدید؟
بعد از آزاد‌سازی خرمشهر، غلام در عملیات رمضان شرکت کرد. مسئولیتش در این عملیات بیسیم‌چی بود که فرمانده‌اش هم همان آقای عبدالله حق شناس پسرعموی مادرمان بود. در این عملیات از جمع ۲۰ نفری آن‌ها که با هم اعزام شده بودند، ۱۶ نفر مفقودالاثر شدند و چهار نفر به اسارت درآمدند. غلام در محور نهر کتیبان عراق مفقودالاثر شد. معمولاً رزمندگان شرکت‌کننده در هر عملیاتی بعد از پایان عملیات، به مرخصی می‌آمدند. عملیات رمضان تمام شد، اما از غلام خبری نشد. ما که پیگیری کردیم می‌گفتند معلوم نیست اسیر یا شهید شده است. بعد از مدتی آن چهار نفر به خانواده‌های خود نامه نوشتند که ما اسیر شده‌ایم، اما باز از غلام خبری نشد و این بی‌خبری تا ۱۰ سال بعد از پایان جنگ هم ادامه داشت که دیگر به قطعیت رسیدیم به شهادت رسیده است.

قطعاً سال‌ها چشم انتظاری برای مادر سخت بود. این سال‌ها بر ایشان چگونه گذشت؟
مادرم از در خانه هر صدایی که می‌آمد، می‌گفت: برو شاید از برادرت خبری آورده باشند. تا زمانی که جنگ ادامه داشت یکجور بود. بعد از پایان جنگ که آزادگان به تدریج به کشور بازگشتند باز به گونه‌ای دیگر این چشم انتظاری وجود داشت. بعد هم کار تفحص پیکر شهدا شروع شد و هر چند وقت یک‌بار پیکر تعدادی از شهدا در کشور تشییع می‌شد باز به گونه‌ای دیگر. ما همواره منتظر خبر جدیدی از غلام بودیم. مادرم می‌گفت: برو ببین برادرت در میان این پیکر‌ها نیست. من می‌گفتم غلام در عملیات رمضان مفقود الاثر شد، پیکر‌هایی که آوردند مربوط به این عملیات نیست. خلاصه دائم پیگیر بود. من هم همیشه به مادر دلداری می‌دادم. مادرم جز من کسی را نداشت. همیشه می‌گفتم مثل مادر وهب نصرانی باش برای آنچه در راه خدا داده‌ای ناراحت نباش، اما به هر حال مادر بود و دلتنگی می‌کرد. تا اینکه در اردیبهشت ماه امسال با ما تماس گرفتند که برای انجام آزمایش دی‌ان‌ای بیایید تا در صورتی که پیکر‌های جدید شهدا تفحص شدند، آزمایش شما را برای تطبیق داشته باشیم. وقتی پیکر غلام تفحص شد، نامه و مدارک همراهش برای شناسایی ایشان کافی بود و نیازی به آزمایش دی ان‌ای نبود.

سردار باقرزاده در گفت‌وگویی که با ایشان داشتیم گفت: مادر شما برای کشف پیکر فرزندش روزانه ۵ هزار صلوات نذر کرده بود.
بله، مادرم از زمان شنیدن خبر مفقودالاثر شدن غلام دائم تسبیح در دست داشت و صلوات می‌فرستاد. ما تمام این سال‌ها او را به این حالت می‌دیدیم، اما رازش را نمی‌دانستیم. بعد از بازگشت پیکر برادرمان به ما گفت که روزی ۵ هزار صلوات نذر کرده بودم تا پیکر غلام کشف شود.

خود سردار باقرزاده هم خبر تفحص پیکر برادرتان را برای شما آورد؟
بله، همیشه از سپاه یا بنیاد شهید با ما تماس می‌گرفتند. گاهی به خانه ما می‌آمدند. این یک روال عادی بود. آن روز هم که با من تماس گرفتند و گفتند سردار باقرزاده از تهران می‌خواهد به منزل شما بیاید فکر کردم مثل دفعات پیش مسئولان می‌خواهند برای سرکشی بیایند. اصلاً به ذهنم خطور نکرد که این‌ها می‌خواهند خبر کشف پیکر غلام را بدهند. اتفاقاً خیلی هم سفارش کردند که خانواده برای پذیرایی دچار زحمت نشوند که گفتم نه چه زحمتی، منزل شهید است و ما در خدمت هستیم. روز بعد سردار باقرزاده رأس ساعت مقرر همراه با مدیرکل بنیاد شهید اصفهان و رئیس بنیاد شهید گرگاب و تعدادی از اعضای سپاه آمدند. سردار چادر مادر را بوسید و از ایشان پرسید نامه‌های شما به شهید را که در جبهه بود خودت می‌نوشتی یا کسی برای شما می‌نوشت که مادر گفت: من سواد نداشتم، از برادرم می‌خواستم که حرف‌های مرا برای غلام بنویسد و بفرستد. بعد سردار دو نامه را باز کرد و شروع به خواندن نامه‌ها کرد. چند خطی از نامه را که خواند، متوجه شدیم همان نامه‌ای است که ما برای غلام نوشته بودیم. تعجب کردیم. وسط خواندن نامه بود که گفتم سردار این نامه را ما برای غلام نوشتیم، دست شما چه می‌کند؟! گفت: بله نامه شماست. پیکر ایشان در روز ۱۸ مهرماه امسال در منطقه نهر کتیبان عراق تفحص شد و این نامه هم همراه پیکر ایشان بود که همچنان سالم مانده است. ما از روی این نامه پیکرشان را شناسایی کردیم. نامه همانطور سالم مانده بود. کارت شناسایی‌ها مثل کارت بسیج، کارت تردد در منطقه جنگی و کارت خون همه سالم مانده بودند. سردار باقرزاده کپی آن‌ها را آورده بود و به ما نشان داد. دو تا نامه آخر که برایش نوشته بودیم هم در جیبش سالم بود. خودش هم یک نامه همراه با وصیتنامه برای ما نوشته بود و در آن نامه اشاره کرده بود این آخرین نامه‌ای است که برای شما می‌نویسم. او می‌دانست که شهید می‌شود. سربندی هم بر بازویش بسته شده بود که همچنان سالم مانده بود.

حال و هوای مادر شهید وقتی خبر را از زبان سردار شنید را می‌توانید توصیف کنید؟
مادر دستش را به سوی آسمان بلند کرد و خدا را چند بار شکر کرد. اینجا بود که از نذر صلواتش برای ما صحبت کرد. مادرم سال‌ها بر سر مزاری که به یادبود غلام بعد از تأیید شهادتش درست کرده بودیم می‌رفت و گریه می‌کرد. برخی به مادر طعنه می‌زدند که این مزار خالی است، چرا گریه و بی‌تابی می‌کنید؟! مادر همه آن حرف‌ها و زخم زبان‌ها را تحمل می‌کرد.

آقای حق شناس! جوانان امروز ما چقدر شبیه غلام هستند؟
من از خودم می‌گویم. نمی‌دانم چه جوابی برای شهید دارم. یعنی اگر ایشان در آخرت از من بپرسد برای حفظ خون شهدا و پاسداری از انقلاب چه کردی؟ من جوابی ندارم و شرمنده ایشان هستم. البته ما جوانانی مثل شهید حججی را کم نداریم. مدافعان حرم ثابت کردند ادامه‌دهنده راه شهدا هستند.

فرزندان شما عموی شهیدشان را چقدر می‌شناسند؟
فرزندان من عمویشان را خوب می‌شناسند و از من می‌خواهند تا خاطراتی از او را برایشان تعریف کنم و اهل پرس و جو هستند. می‌خواهند او را بیشتر بشناسند. همیشه به پسرم می‌گویم از عمویش الگو بگیرد. دخترم هم ارادت خاصی به شهدا دارد.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
اکران یک فیلم آمریکایی هنجارشکن در سینمایی در بجنورد موجی از واکنش‌ها و اعتراضات مردمی و فعالان فرهنگی استان را در پی داشته است.
 گزارش‌ها حاکی است در این فیلم هالیوودی صحنه‌های هنجارشکنی به نمایش درآمده که متاسفانه مخالف شئون اسلامی بوده و موجی از اعتراضات و انتقادات قشر مومن و دیندار خراسان شمالی را برانگیخته است.

حجت‌الاسلام سید محمد افشین‌فر دبیر قرارگاه جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در خراسان شمالی با انتقاد از اکران این فیلم هنجارشکن گفت: متاسفانه تابوشکنی و انجام فعالیت‌های خارج از عرف اسلامی به یک عادت تبدیل شده و برخی می‌خواهند واکنش‌ها را درخصوص این رفتارهای هنجارشکن، بسنجند.

وی افزود: وقتی گلوگاه‌های فرهنگی شهر را به دست افرادی که هیچ تخصصی در این امور ندارند به اسم خصوصی‌سازی واگذار می‌کنند، باید منتظر چنین اتفاقاتی نیز باشیم. بحث کاملاً یک بحث تخصصی است و اینکه گفته می‌شود این فیلم برای یک عده خاص به نمایش درآمده کاملاً انحرافی و فرار رو به جلو است.

جمعی از فعالان فرهنگی استان نیز در فضای مجازی خواستار پاسخگویی مدیرکل ارشاد اسلامی استان و حتی استعفای وی در پی انجام این حرکت غیر اسلامی شده‌اند.

در پی این اقدام غیر حرفه‌ای این سینما که توسط بخش خصوصی اداره می‌شود، توسط دادستانی بجنورد پلمب شده است و خبرهایی از پیگیری‌های قضایی این موضوع به گوش می‌رسد.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
حمایت جنجالی ترانه علیدوستی از ویدا موحد یکی از اعضای منافقین و اولین دختر کشف حجاب کرده در خیابان انقلاب واکنش تند کاربران را به همراه داشت.
 چندین ماه قبل شاپرک شجری زاده، یکی از دخترانی که در پروژه چهارشنبه‌های سفید به حمایت مسیح علینژاد و رسانه های غربی طی یک عملیات سازماندهی شده برای مقابله با حجاب شرکت کرده بود، بعد از مدتی از کشور خارج شد و در آمریکا اقامت گرفت و حالا سر از پارلمان کانادا در آورده و درخواست تحریم‌های ضدایرانی می‌کند.

وی در کنفرانس مطبوعاتی در پارلمان کانادا شرکت کرده و به بهانه حقوق بشر خواستار تحریم مردم ایران شده است. مسیح علی‌نژاد پروژه چهارشنبه‌های سفید را با کمک کشورهای غربی کلید زده اما هر روز بیشتر پشت پرده این پروژه ضدحجاب آشکار می شود.

اما انتشار این خبر در فضای مجازی واکنش کاربران را در پی داشت. ترانه علیدوستی بازیگر سینما و تلوزیون در توییتی عجیب از ویدا موحد اولین دختر بهایی کشف حجاب کننده در خیابان انقلاب حمایت کرد و نوشت: نام اولین زنی که دی‌ماه ۹۶روسری از سر برداشت و در خیابان #انقلاب تهران بالای دکل رفت، #ویدا_موحد بود که مثل میلیون‌ها خواهر دیگرش در همین کشور، فقط آزادی فردی‌اش را می‌خواست. برای همین دنیا را تکان داد، هرچند دیگر دیده نشد. تو اما خانم شجری‌زاده برای چنین مبارزه‌ای زیادی کوچکی.

حمایت جنجالی «بازیگر زن» از یک «منافق» + عکس

حمایت یک سلبریتی از کسی که سمپات منافقین بوده و در زمان تحصیلات دانشگاهی جذب این سازمان شده و قهرمان‌سازی از چنین فردی اقدامی غیرقانونی محسوب می شود و مراجع قضایی باید به این موضوع رسیدگی کنند اما انتشار این توییت جنجالی در فضای مجازی واکنش تند کاربران فضای مجازی را در پی داشت. کاربران  مخالفت خود را با این اظهارنظر جنجالی ترانه علیدوستی و قهرمان‌سازی از یک مجرم که مورد حمایت جریان های مخالف جمهوری اسلامی است، خواستار رسیدگی مراجع قضایی به این تخلف شدند.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شهید علی چیت سازیان در مناجات‌هایش بیان کرده است: «کسی می‌تواند از سیم‌های خاردار دشمن عبور کند که در سیم‌های خاردار نفس خود گیر نکرده باشد.»
 یک کاربر فضای مجازی در اینستاگرام با انتشار تصاویری در روز تولد شهید علی چیت سازیان به نقل خاطره ای از این شهید دفاع مقدس پرداخت و نوشت:

«... نا امید و نگران از سرنوشت عملیات ، نماز صبح را در خط خودی خواندیم که سر و کلّۀ علی چیت سازیان پیدا شد. باورکردنی نبود. خودش مجروح بود و یازده عراقی را جلو انداخته بود که بعضی هایشان دو برابر او قد داشتند. اینجا بود که علی آقا (چیت سازیان) آوازه اش پیچید که یک فرمانده گروهان نوجوان تا نخلستان های شهر مندلی عراق رفته و با تعدادی اسیر عراقی برگشته است...»

اسارت ۱۱عراقی به دست یک نوجوان مجروح! +عکس

متولد ۱۳۴۱ ، بچه همدان . از کودکی به ورزش های رزمی علاقه داشت. هم کار می کرد و هم درس می خواند. با ورودش به هنرستان، انقلاب پیروز شد و به عضویت بسیج درآمد.

در پادگان قدس همدان ، آن قدر هوش و ذکاوت از خودش نشان داد که نیامده فرمانده آموزش شد. با آغاز جنگ تحت عنوان فرمانده گردان انصار الحسین (ع) راهی جبهه شد.

اسارت ۱۱عراقی به دست یک نوجوان مجروح! +عکس

شهامت و شجاعت خود را در سن ۱۷ سالگی در عملیات مسلم ابن عقیل در سومار نشان داد که به تنهایی به عمق خاک دشمن نفوذ کرد و با چند اسیر بازگشت.

اسارت ۱۱عراقی به دست یک نوجوان مجروح! +عکس

با تشکیل لشکر انصارالحسین (ع) همدان، فرمانده اطلاعات عملیات لشکر شد.

در کربلای چهار و کربلای پنج ، مسئول محور لشکر بود و در نهایت روز چهارم آذر ۱۳۶۶ در یک مأموریت گشت و شناسایی به آرزوی خود رسید و پر کشید.

اسارت ۱۱عراقی به دست یک نوجوان مجروح! +عکس

اسارت ۱۱عراقی به دست یک نوجوان مجروح! +عکس


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
رهبر معظم انقلاب فرمودند: ملت ایران، بیداری خود را حفظ کنند. اینکه آمریکایی‌ها گفتند در سال۹۷ چنین و چنان می‌کنیم، ممکن است فریب باشد؛ ممکن است در سال ۹۷ جنجال بکنند و نقشه را برای سال ۹۸ کشیده باشند. همه، حواسشان را جمع کنند.
به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، جمعی از خانواده‌های شهدای دفاع مقدس و مدافع حرم صبح امروز(چهارشنبه) با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند.

رهبر انقلاب:
این روحیه و اعتقادات جوان مؤمن انقلابی است که ما را مثل کوه درمقابل حوادث نگه می‌دارد.

برخی عناصر انقلابی از راه برگشتند و انقلاب ریزش‌هایی داشته؛ در صدر اسلام هم همین‌طور بوده است. اما در کنار این ریزش، چند برابر رویش داریم.

معجزه‌ی انقلاب این است. امروز می‌بینید که بعد از ۴۰سال، جوان مؤمن مسلمان که امام و دفاع مقدس را ندیده، مثل جوان اول انقلاب، با روحیه‌ی انقلابی، با علاقه و شجاعت، مثل همت و خرازی، وسط میدان می‌رود. این معجزه‌ی انقلاب و نظام است که می‌تواند همان روحیه‌ی قوی و پرتلاش را بازآفرینی کند.

این جوان‌ها مایه‌ی افتخار و ستون‌های این انقلاب و کشورند.

جوان‌های شما این کشور را نگه داشته‌اند و مانع شده‌اند که مستکبرین عالم مثل دوران طاغوت بر این کشور مسلط شوند.

 امروز دولتمردان آمریکا را ببینید؛ پول‌پرستی و حق‌کشی و بی‌اعتنایی به جان و مال انسان‌ها را ببینید. یمن یک نمونه است؛ جنایت را سعودی‌ها می‌کنند اما شریک این جنایت‌ها آمریکا است. خودش هم اقرار می‌کند. بیمارستان، بازار و محل‌های جمعیت را می‌زنند؛ این‌ها جنایتکارند. چهره‌ی آمریکا این است.

ملت ایران! اگر می‌خواهید آمریکا را درست بشناسید به دولتمردان آمریکا و رئیس‌جمهور آمریکا نگاه کنید.

 این‌ها با صراحت، آن چهره‌ی زشت آمریکا را آشکار کردند.

نقشه‌ی آمریکا مقابل ملت ایران لو رفته است و دیگر نقشه‌ای که بتوانند ضربه بزنند ندارند؛ هر کاری می‌توانسته‌اند کرده‌اند.

 نقشه‌ی آمریکا این است که به کمک تحریم و کارهای ضد امنیتی در کشور ما اختلاف و جنگ داخلی و مشکلات ایجاد کنند. این‌ها همه‌ی تلاششان را کرده‌اند.

آمریکایی‌ها اول سال اعلام کردند که ایران، تابستان داغی خواهد داشت و ۴۰سالگی را نمی‌بیند. به کوری چشم آن‌ها تابستان امسال یکی از بهترین تابستان‌ها بود و ملت ایران ۲۲بهمن امسال، ۴۰سالگی انقلاب اسلامی را با شکوه بسیار برگزار خواهد کرد.

ملت ایران، بیداری خود را حفظ کنند. اینکه آمریکایی‌ها گفتند در سال۹۷ چنین و چنان می‌کنیم، ممکن است فریب باشد؛ ممکن است در سال ۹۷ جنجال بکنند و نقشه را برای سال ۹۸ کشیده باشند. همه، حواسشان را جمع کنند.

آمریکا دشمن خبیثی است که دستش با صهیونیست‌ها و مرتجعین منطقه در یک کاسه است. ما باید بیدار باشیم.

البته ما قوی‌تر هستیم و آن‌ها تا حالا کاری نتوانسته‌اند بکنند و بعد از این هم نمی‌توانند غلطی کنند.

توصیه‌ی من به همه‌ی جوان‌ها و مجموعه‌های گوناگون و جریان‌های سیاسی این است که مراقب باشند به دشمن پهلو ندهند و میدان را برای دشمن آماده نکنند.

توصیه‌ی من به ملت ایران این است که در هر جایی که هستند، برای کشور کار کنند؛ همه برای اقتصاد کشور و برای تولید داخلی تلاش خود را بکنند.

 مسئولین هم تلاششان را مضاعف کنند و مواظب باشند فریب زبان‌بازی دشمن را نخورند و دشمن خبیثی که از در بیرونش می‌کنند، از پنجره داخل نشود.

آنچه بنده احساس می‌کنم که نسبت به مشکلات اقتصادی مردم باید انجام بگیرد، تقویت تولید داخلی است

امروز کسانی در دنیای اسلام، پیمان دوستی با دشمن بسته‌اند. این جنایتی که آل سعود برای اشغالگری یمن انجام می‌دهد، به ضرر خودش تمام می‌شود؛ نزدیک چهار سال است که این‌ها در یمن جنایت می‌کنند؛ تصور می‌کردند در چند روز یا چند هفته مسلط بشوند، اما هرچه جلوتر بروند سقوطشان سخت‌تر و ضربه‌ی وارد به آن‌ها مؤثرتر خواهد شد.

 خادم حرمین شریفین باید «اشداء علی الکفار» باشد؛ این‌ها اشداء علی الیمن و اشداء علی البحرین هستند. این، خشم الهی را برمی‌انگیزد.

 ملت ایران با چشم بیدار و با بصیرت، این مسائل را ببیند.

در این طوفان امروز دنیا که منطقه را فراگرفته و به فرانسه هم رسیده، ایران به برکت اسلام و اهل‌بیت در کِشتی امنی قرار گرفته و این مسیر را با قدرت ادامه می‌دهد.

پیروزی متعلق به ملت ایران است.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شادپیمایی عروسک‌ها در شهرستان کنگاور هم با حواشی همراه بود که به مراسم رقاصی عروسک‌های بومی تبدیل شد و انتقادات فراوانی را به همراه داشت.
 ایجاد شادی و نشاط در بین کودکان امر بسیار پسندیده و خوبی است، اما این کار باید با دقت و حساسیت بالایی همراه باشد چون کودکان در سنینی هستند که به شدت فرهنگ‌پذیر هستند و از هر کاری الگوبرداری می‌کنند و درست و نادرست را هم تشخیص نمی‌دهند.

حالا فکرش را بکنید در مراسمی که به این بهانه برپا شده فرهنگ بومی و بسیار غنی را با ابزار موسیقی و رقص به کودکان آموزش دهند؛ آنهایی که از فرهنگ کُرد فقط ساز و آوازش را یاد گرفته‌اند امروز نیز طبیعتا همین داشته‌های اندک فرهنگی را به بچه‌های این سامان می‌آموزند.

شادپیمایی عروسک‌ها در شهرستان کنگاور هم با حواشی همراه بود که به مراسم رقاصی عروسک‌های بومی تبدیل شد و انتقادات فراوانی را به همراه داشت.


عروسک های «رقاصه» محلی به میدان آمدند! + عکس/ انتقاد شدید «امام جمعه» کنگاور

گلایه‌های امام جمعه کنگاور از اجرای برنامه رقص عروسک‌ها

حجت‌الاسلام لروند، امام جمعه کنگاور ضمن انتقاد شدید از این موضوع اظهار داشت: باز هم فرهنگ کُرد را با رقاصی نشان دادند، آیا نمود فرهنگ کُرد همیشه رقص است و چیز دیگری نیست که همه جا آنرا با رقص نشان می‌دهند؟

وی افزود: اینکه یک برنامه عروسک گردانی تبدیل شده به رقص عروسک ها با یک وضع زننده‌ای اصلا قابل قبول نیست، هرچند مسئولان آموزش و پرورش و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان هم در تماسی که داشتند اظهار کردند که نمی‌خواستند این موضوعات پیش بیاید.

حجت‌الاسلام لروند تصریح کرد: مسئولین پاسخ بدهند که مجوز این رقص و آواز به بهانه شادی کودکان را چه کسی داده است؛ چگونه است که بردن دانش اموزان به نماز جمعه و یادواره شهدا خلاف قانون است، اما تعطیل کردن پایه های اول ودوم وسوم مدارس برای تماشای ارگ و رقص اصل قانون است.

امام جمعه کنگاور بیان داشت: آیا هدف دولت از این برنامه‌ها شادی کودکان است یا فریب مردم در غفلت از مشکلات اقتصادی است.

وی افزود: ما قائل به شادی مردم با رونق سفره آنها هستیم، ولی شما قائل به شادی مردم با رقص و آواز هستید، به نظرم بهتر است با صداقت مردم را شاد کنید چون شک ندارم امروز عروسکها را می رقصانید و فردا خود دانش‌آموزان را رقاص می‌کنید.

حجت‌الاسلام لروند گفت: اگر در رقصاندن خیری وجود داشت فرانسوی ها رقاص‌تر بودند، اما امروز میدان‌های رقص را به میدان های باتوم و کتک تبدیل کرده‌اند.

امام جمعه کنگاور ادامه داد: من امام جمعه می‌گویم مردم را نرقصانید انها را بخندانید، اما نه با دلقک‌بازی، بلکه با شاد کردن چشمان گریانی که حتی نان خالی سفره خود را نسیه خریداری می‌کنند.

وی بیان داشت: این نمونه رقص زن کرد است، بر فرض که هدف ترویج بی‌غیرتی نباشد، اما آیا از فرهنگ کرد فقط رقاصی باید ترویج شود، آیا این حرکت اهانت به مردم شهر متدین نیست؛ قرار شده بود عروسک بچرخانند نه عروسک برقصانند.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
برگزاری جلسه ای معترضانه برای رئیس جمهور
بی اعتنایی رئیس جمهور به مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، آنهم در سالگرد این نهاد، در حالیست که این بی اعتنایی ها از طرف وی تاکنون سابقه عجیبی داشته است.
؛  در جلسه اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی برخی از اعضا به روحانی به عنوان ئیس این شورا اعتراض کردند.

بنابراین گزارش، عمده اعتراض برخی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی به بی توجهی عجیب رئیس جمهور به مصوبات این شورا مهم بوده است. نکته جالب اینکه رئیس جمهور خود رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز محسوب می شود.

براساس اخبار دریافتی جلسه دیروز شورای عالی انقلاب فرهنگی در حالی به صحنه اعتراض و انتقاد به رئیس جمهور تبدیل شده است که برخی از اعضای برجسته این شورا به بی توجهی رئیس جمهور به قوانین و برنامه جامعه شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره حوزه زنان اعتراض داشته اند.

نکته تلخ ماجرا این است که دولت برای حوزه زنان و خانواده برای اجرای قوانین نهادهای خارجی و بین المللی همچون یونسکو علاقه مند و پیشتاز بوده است.

این در حالیست که برخی از این قوانین از اساس با مبانی اسلامی و جمهوری اسلامی در تضاد است و معلوم نیست که دولت چرا به برنامه بومی شورای عالی انقلاب فرهنگی که منطبق بر فرهنگ ایرانی و اسلامی تدوین شده، بی میل است؟ آنهم در حالیکه در ماه های گذشته برخی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی حتی از عدم حضور و شرکت رئیس جمهور در جلسات این شورا نکاتی را بیان کرده بودند.

در همین حال با بالا رفتن نگرانی ها در حوزه آسیب های اجتماعی انتظار طبیعی از دولت این است که با حساسیت ویژه ای نسخه های داخلی را که محصول تلاش متخصصین فرهنگی کشور است را دنبال کند.

بی اعتنایی رئیس جمهور به مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی، آنهم در سالگرد این نهاد، در حالیست که این بی اعتنایی ها از طرف وی تاکنون سابقه عجیبی داشته است. به عنوان نمونه حسن رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی  چند روز قبل در ویژه برنامه سالروز تشکیل بسیج مستضعفین که  به همت به همت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی علوم و تحقیقات و با موضوع «چهل سال؛ چه گذشت» برگزار شد، گفت: این‌ها قراردادهای خارجی که با عقاید و منافع ما در تضاد است را امضا می‌کنند و در مقابل، مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را ابلاغ نمی‌کنند.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دیدار امروز خانواده‌های شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم با رهبر انقلاب، دیداری بدون حضور مسئولان بود. حضور چشمگیر فرزندان کودک و خردسال شهدای مدافع حرم که اغلب با لباس‌های ویژه در مراسم حضور داشتند، جلوه دیگری به این جلسه داده بود.

جمله‌ دلنشین حضرت آقا برای همسران شهدا چه بود؟ چهارشنبه 21 آذرماه 97 ، جمعی از خانواده‌های معظم شهدای گرانقدر سال‌های دفاع مقدس و همچنین خانواده‌های شهدای مدافع حرم با رهبر فرزانه انقلاب اسلامی دیدار کردند. مانند رسم همیشگی دیدارهای رهبری با خانواده شهدا، صمیمیت و محبت در این دیدار و رابطه دوسویه رهبر معظم انقلاب با خانواده شهدا از نکات قابل توجه این محفل محسوب می‌شد. رعایت نکات ظریف و جزئی در برخورد با خانواده شهدا از جانب رهبر انقلاب همیشه یکی از نکات جالب توجه برای همه اعضای خانواده شهدا بوده است. بهترین نقل کننده حواشی این دیدار صمیمی و بی‌آلایش، همین خانواده شهدا هستند که مشتاقانه در چنین مراسم‌های خاطره‌انگیزی حضور پیدا می‌کنند.

دیداری بدون حضور مسئولان/صف اول پر می‌شود از پدران شهدا
مصطفی پرکره، جانباز 70 درصد نخاعی دوران دفاع مقدس و مشاور رئیس بنیاد شهید است. او که در دیدار امروز حضور داشت در گفت‌وگو با تسنیم، از حال و هوای این دیدار با امام خامنه‌ای می‌گوید: دیدارهای حضرت آقا با خانواده شهدا به خصوص دیدار با خانواده‌های شهدای مدافع حرم جزو دیدارهای خاصی است که عموماً مسئولان حضور ندارند. صف‌های نخست حسینیه که مختص مسئولان در مراسم‌هاست، دیگر در این دیدارها وجود ندارد و صف اول پر می‌شود از پدران شهدا. توجه حضرت آقا هم در این دیدارها معمولاً معطوف به اعضای خانواده شهید است.
 

او می‌گوید: دیدار امروز هم دیداری بدون حضور مسئولان و با حضور چشمگیر فرزندان کودک و خردسال شهدای مدافع حرم بود که اغلب سعی کرده بودند با لباس‌های ویژه مدافعان حرم در مراسم حضور پیدا کنند. بچه‌های کوچکی که می‌خواستند هجوم برده و خود را به آن سوی حسینیه برسانند تا به حضرت آقا نزدیک‌تر شوند. نکته جالب دیگر حضور پدران و مادران مسن شهدا بود که بعضاً در کنار نوه‌های کم سن و سال خود، فضای زیبایی را ایجاد کرده بودند.

پرکره با اشاره به فضای حسینیه امام خمینی(ره) در دیدار با خانواده شهدا می‌گوید: در مراسم امروز بعد از قرائت قرآن، حاج محمود کریمی در وصف شهدای مدافع حرم  و ایثار خانواده‌های شهدا شعری خواند و با مداحی خود فضای حسینیه را متحول کرد. بعد از آن هم حضرت آقا به ایراد بیانات خود پرداختند.
 

مسئولان از آقازاده‌های شهید خجالت بکشند
 
در میان خانواده‌های شهدا علما و اساتید برجسته‌ای حضور دارند که یک عضو خانواده خود را در راه خدا و انقلاب فدا کرده‌اند، کسانی که نگاه آقازادگی را با عنوان ناشایست امروزی برنمی‌تابند و معتقدند باید پیش‌تر از سایر اقشار جامعه در دفاع از دین قدم بردارند. پرکره نیز  به حضور پدران اندیشمند شهدا اشاره کرده و می‌گوید: پدر شهید مدافع حرم مهدی لطفی، حجت الاسلام لطفی کیاسری و پدر شهید مدافع حرم محمدمهدی مالامیری هر دو نفر از روحانیون و اساتید برجسته حوزه علمیه قم هستند که در مراسم امروز حضور داشتند. حضور این افراد بیشتر یادآور این موضوع است که مردم باید بدانند برخی از علمای نام‌آشنای کشور نیز فرزندان خود را در دفاع از حریم اهل بیت(ع) آن سوی مرزهای کشور فدا کرده‌اند، در حالی‌که در مقابل این افراد آقازاده‌هایی وجود دارند که فرزندان خود را برای مال اندوزی و خوش گذرانی به آن سوی مرزها و کشورهای اروپایی فرستاده‌اند. بعضی از آقایان مسئول و آقازاده‌هایی که برای وطن فروشی دائم در کشورهای دیگر هستند باید از این خانواده شهدا خجالت بکشند.

فرزندان رفقای شهید، تداعی‌کننده حماسه‌ها
سید حسن انتظاری، نخستین جانباز نخاعی مدافع حرم و فرزند و برادر شهید دفاع مقدس است. او نیز امروز هم به عنوان یک مدافع حرم و هم به عنوان عضوی از خانواده شهدای دفاع مقدس در این دیدار خاطره‌انگیز حضور داشت و درباره مراسم امروز و دیدار با مقام معظم رهبری در گفت‌وگو با تسنیم می‌گوید: فضای مراسم امروز دیدار حضرت آقا با خانواده شهدا و جانبازان، آکنده از عطر شهدا بود. به خصوص وقتی فرزندان رفقای شهیدمان را در فضای حسینیه می‌دیدیم که به همراه خانواده‌های خود برای دیدار آمده بودند، یاد رفقای شهید در ذهنمان تداعی می‌شد. یاد زحماتی که این افراد در دوران حیاتشان کشیدند تا پیروزی‌های بسیاری نصیب همه شود.
 

اشتیاق بچه‌های کوچک شهدا برای دیدار نزدیک با حضرت آقا
او ادامه می‌دهد: یکی از صحنه‌های دیدار امروز، اشتیاق بچه‌های کوچک شهدا برای دیدار نزدیک و صحبت با حضرت آقا بود. خیلی‌ از این بچه‌ها به سمت جلو فشار می‌آوردند تا آن طرف میله‌ها رفته و با آقا از نزدیک صحبت کنند. خانواده‌های زیادی از جمله خانواده‌های شهدای تهرانی و شهرستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مختلف از سراسر کشور در بیت آقا حضور داشتند.

انتظاری می‌گوید: خانواده شهدای دفاع مقدس هم در این مراسم بعضاً حضور داشتند، فرزندان شهدایی که حالا بزرگ شده و تشکیل خانواده داده‌ و بیشتر از یک نسل با فرزندان شهدای مدافع حرم اختلاف سن دارند، با فرزندان خود به دیدار آقا آمده بودند و خیلی پرشور و حرارت شعار می‌دادند. بر خلاف نظر برخی که فکر می‌کنند فرزندان شهدا بعد از شهادت پدرانشان افسرده و گوشه‌نشین شده‌اند، امروز این افراد پرشورتر از سایرین، قبل از ورود حضرت آقا شعارهایی در جهت حمایت از رهبری و همبستگی با مردم ولایتمدار می‌دادند و فضایی انقلابی و ولایی را ایجاد کرده بودند.
 

او با اشاره به سخنان رهبری می‌گوید: حضرت آقا هم در سخنانشان از شهدا یاد کردند و ما را مخاطب سخنان خود قرار داده تأکید کردند که راه شهدا را ادامه بدهیم و اشاره داشتند که علی‌رغم تحریم دشمنان انقلاب ما همیشه پیروز بوده است؛ زیرا آن‌ها درک نمی‌کنند که خانواده شهید چگونه فرزندش را برای دفاع می‌فرستند و فدا می‌کند. و به جمله معروف حضرت امام(ره) اشاره کردند که «ملتی که شهادت دارد، اسارت ندارد.». ایشان همچنین همانند بسیاری از سخنان پیشین روی مسئله یمن و حمایت از ملت مظلوم یمنی هم تأکید داشتند.

عکس شهدا در دست فرزندان
زهرا امامی، همسر شهید مدافع حرم «محمد حسین مرادی» و مدیر عامل موسسه فرهنگی رباب است. او سومین‌بار است که به عنوان یک همسر شهید در دیدارهای امام خامنه‌ای با خانواده شهدای مدافع حرم حضور پیدا کرده و خاطرات به یادماندنی خود را روایت می‌کند. امامی در گفت‌وگو با تسنیم از حاشیه‌های دیدار امروز خانواده شهدا با مقام معظم رهبری چنین می‌گوید: خیلی از خانواده شهدا عکس شهدایشان را هم با خود آورده بودند، اما همه نتوانستند عکس‌هایشان را به داخل حسینیه بیاورند. این عکس‌ها هم عموماً دست فرزندان شهدا بود. حسینیه شلوغ و مملو از جمعیت بود. مراسم مختص مدافعان حرم هم نبود. تعدادی از خانواده شهدای دفاع مقدس، شهدای نیروی انتظامی و شهید تیموری، محافظ مجلس هم در مراسم حضور داشتند. تقریباً اکثر خانواده‌ شهدایی که عموماً می‌شناسیم را در دورهمی امروز دیدیم.

 

جمله‌‌ حضرت آقا که به همسران شهدا چسبید
او ادامه می‌دهد: آقا از تهدید دشمنان گفتند که برخی گفته‌اند 40 سال انقلاب را نمی‌بینید اما مردم با حضورشان در 22 بهمن پاسخ این ادعا را می‌دهند.  «شهدا از همسر محبوبشان گذشتند...»، یکی از جملاتی بود که امروز مقام معظم رهبری بیان فرمودند و شنیدن آن به مذاق ما همسران شهدا خیلی خوش آمد و خیلی دل‌نشین بود. ما عموماً نکاتی که در جملات حضرت آقا به همسران شهدا برمی‌گردد را طور دیگری دوست داریم.

دیدارهایی برای تجدید روحیه خانواده شهدا
شاید مهمترین دستاورد این جمع‌های صمیمی، تجدید روحیه برای خانواده شهدا باشد. مرادی با اشاره به اثرگذاری این دیدارها در روحیه خانواده شهدا می‌گوید: برخی از مادران شهدا می‌گفتند هربار که حضرت آقا را از نزدیک می‌بینیم، انگار نور معنویتشان بیشتر شده و روز به روز نورانی‌تر می‌شوند. این نشانه علاقمندی خانواده شهدا به مقام ولایت است. دیدارهای حضرت آقا با خانواده شهدادر روحیه خانواده‌ها خیلی تأثیرات مثبتی می‌گذارد. خانواده‌هایی که داغ از دست دادن عزیزشان را هیچ وقت فراموش نمی‌کنند و مجبورند گاهی ناملایمات جامعه به خانواده شهدا را هم تحمل کنند، با دیدارهای مقام معظم رهبری و برخورد مستقیم و بدون واسطه با ایشان و رودر رو شدن، آرامش و التیامی بر زخم‌هایشان می‌یابند. خانواده شهدای مدافع حرم در این دیدارها در واقع میهمان حضرت آقا می‌شوند و از ایشان درس صبر می‌گیرند.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
حسینیه ای که در بجنورد تبدیل به کافه شده است این روزها موجب خشم و اعتراض بسیاری از روحانیون شده است.
؛ تصویر زیر چند روزی است که در فضای مجازی دست به دست می چرخد و باعث تأسف کاربران مجای می شود!

حسینیه ای که  در بجنورد تبدیل به کافه شده است این روزها موجب خشم و اعتراض بسیاری از روحانیون شده است.

مکانی که مشاهده می کنید یک حسینیه تاریخی در بجنورد است که به دلیل تاریخی بودنش میراث فرهنگی به راحتی آن را تصاحب کرده وحالا روی ورودی آن نام «کافه دزیره» را نوشته است تا به گفته برخی از معترضین منبع درآمد خوبی برای میراث فرهنگی شود.

حالا بخش عمده اعتراض این افراد این است که مگر اداره اوقافی وجود ندارد که از بنای متعلق به سید الشهدا محافظت کند و اینگونه آبروی مکان های معنوی را نبرند؟!


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
فلسفه مبارزاتی کومله این بود که باید مثل بولد وزر رو به هد ف حرکت کرد. حتی اگر براد رت هم مقابلت بود باید موانع را صاف کنی و به سوی هد ف پیش بروی. تند روی کومله باعث می‌شد نه تنها با حکومت مرکزی که خیلی مواقع با سایر گروه‌های کرد هم د رگیر شوند

: اولین بار سرهنگ علی‌حید‌‌ر پناهی را د‌‌ر یاد‌‌مان باشگاه افسران سنند‌‌ج د‌‌ید‌‌م. عكس براد‌‌ر شهید‌‌ش حجت‌الله پناهی را مثل مد‌‌الی به سینه زد‌‌ه بود‌‌ و برای خبرنگاران و عموم مرد‌‌م از وقایع كرد‌‌ستان روایتگری می‌كرد‌‌. آنچه د‌‌ر صحبت‌های پناهی با د‌‌یگر راویان متفاوت بود‌‌، حضور خود‌‌ او د‌‌ر برخی از وقایع تاریخی بود‌‌. پناهی كه خود‌‌ اهل سنند‌‌ج است، بسیاری از وقایع را به چشم د‌‌ید‌‌ه و از این حیث، گفته‌هایش جذابیت‌های خاصی د‌‌ارد‌‌. اگر شما هم د‌‌وستد‌‌ار تاریخ كرد‌‌ستان د‌‌ر اوایل پیروزی انقلاب هستید‌‌ و قاد‌‌ر به سفر به كرد‌‌ستان و شنید‌‌ن روایتگری راویانی چون پناهی نیستید‌‌، پیشنهاد‌‌ می‌كنیم گفت‌وگوی ما با ایشان را بخوانید‌‌.

بعد‌‌ از پیروزی انقلاب، اغتشاش د‌‌ر كرد‌‌ستان خیلی زود‌‌ شروع شد‌‌. مثل خلع سلاح پاد‌‌گان مهاباد‌‌ كه چند‌‌ روز بعد‌‌ از پیروزی انقلاب صورت گرفت. انگار ضد‌‌ انقلاب از قبل آماد‌‌گی رویارویی با انقلاب را د‌‌اشتند‌‌؟
پاد‌‌گان مهاباد‌‌ تنها پنج روز بعد‌‌ از پیروزی انقلاب خلع سلاح شد‌‌. چون شما خواستید‌‌ بیشتر از ناگفته‌ها بگویم بد‌‌ نیست چگونگی انجام این واقعه را توضیح د‌‌هم. 27 بهمن ماه 1357 عد‌‌ه‌ای از ایاد‌‌ی د‌‌موكرات به فرماند‌‌ه پاد‌‌گان می‌گویند‌‌ برای عرض تبریك به مناسبت پیروزی انقلاب خواهند‌‌ آمد‌‌. پاد‌‌گان مهاباد‌‌ مقر تیپ سوم از لشكر 64 ارومیه بود‌‌. به د‌‌لیل سرمای زمستان این عد‌‌ه اسلحه‌هایشان را زیر لباس‌های گرمی كه پوشید‌‌ه بود‌‌ند‌‌ مخفی می‌كنند‌‌. بعد‌‌ از ورود‌‌ به د‌‌اخل پاد‌‌گان، د‌‌ر یك موقعیت مناسبت سربازان و افسران را د‌‌ستگیر می‌كنند‌‌ و تمامی سلاح‌های پاد‌‌گان را به یغما می‌برند‌‌. همزمان به پاسگاه‌های ژاند‌‌ارمری شمال كرد‌‌ستان و مناطق كرد‌‌نشین استان آذربایجان غربی حمله می‌شود‌‌. شوخی نیست وقتی مقر یك تیپ خلع سلاح می‌شود‌‌، توجهات د‌‌ر تمام كشور جلب می‌گرد‌‌د‌‌، اما اینكه چرا ضد‌‌انقلاب اینقد‌‌ر زود‌‌ د‌‌ست به كار شد‌‌، ریشه د‌‌ر قبل از پیروزی انقلاب د‌‌ارد‌‌. این را كه می‌گویم سند‌‌ی كتبی د‌‌ر د‌‌ست نیست، اما از شنید‌‌ه‌های موثق چنین برمی‌آید‌‌ كه رژیم بعث عراق د‌‌و ماه قبل از پیروزی انقلاب از بازماند‌‌گان جمهوری مهاباد‌‌ به سركرد‌‌گی قاضی محمد‌‌ د‌‌رخواست می‌كند‌‌ د‌‌ر بغد‌‌اد‌‌ جمع شوند‌‌. آنها اساسنامه و مرامنامه‌ای به امضا می‌رسانند‌‌ و متأسفانه د‌‌ر جلساتشان مقابله با انقلابی كه هنوز به پیروزی نرسید‌‌ه بود‌‌ را نیز تصویب می‌كنند‌‌. این شنید‌‌ه‌ها وقتی قطعیت پید‌‌ا می‌كند‌‌ كه می‌بینیم وقایعی مثل حمله به پاد‌‌گان مهاباد‌‌ تنها چند‌‌ روز بعد‌‌ از پیروزی انقلاب صورت می‌گیرد‌‌. امكان ند‌‌اشت چنین اقد‌‌اماتی بد‌‌ون پیش زمینه و قرار و مد‌‌ارهای قبلی انجام بگیرد‌‌.


همان اوایل پیروزی انقلاب هم شاهد‌‌ هستیم كه احزاب زیاد‌‌ی د‌‌ر كرد‌‌ستان یا به سرعت تأسیس می‌شوند‌‌ یا قد‌‌ علم می‌كنند‌‌. این هم د‌‌لیلی است كه بگوییم د‌‌شمنان انقلاب روی كرد‌‌ستان حساب خاصی باز كرد‌‌ه بود‌‌ند‌‌.
بله، مثلاً حزب كومله كه نام آشنایی د‌‌ارد‌‌ د‌‌ر سال 57 تشكیل شد‌‌. البته ریشه‌های آنها به یك د‌‌هه قبل برمی‌گرد‌‌د‌‌. عد‌‌ه‌ای از د‌‌انشجویان كُرد‌‌ كه د‌‌ر تهران تحصیل می‌كرد‌‌ند‌‌ تصمیم می‌گیرند‌‌ گروهی مبتنی بر اند‌‌یشه‌های ناسیونالیستی تشكیل د‌‌هند‌‌. خیلی از آنها طی سال‌های 52 یا 53 د‌‌ستگیر می‌شوند‌‌. با پیروزی انقلاب همراه د‌‌یگر زند‌‌انیان سیاسی آزاد‌‌ می‌شوند‌‌ و بلافاصله به كرد‌‌ستان می‌آیند‌‌ و حزب كومله را تشكیل می‌د‌‌هند‌‌. سركرد‌‌ه آنها فرد‌‌ی به نام فواد‌‌ مصطفی سلطانی بود‌‌ كه سال 58 د‌‌ر د‌‌رگیری با نیروهای انقلاب كشته شد‌‌. غیر از كومله و د‌‌موكرات كه ریشه‌هایشان به قبل از پیروزی انقلاب برمی‌گرد‌‌د‌‌، به سرعت گروه‌های د‌‌یگری مثل قارچ د‌‌ر كرد‌‌ستان به وجود‌‌ آمد‌‌ند‌‌. البته یك عد‌‌ه هم محیط آنجا را برای فعالیت مناسب د‌‌ید‌‌ند‌‌ و از مناطق د‌‌یگری به كرد‌‌ستان آمد‌‌ند‌‌. گروه‌هایی مثل منافقین، چریك‌های فد‌‌ایی خلق، اقلیت و اكثریت، گروه اشرف د‌‌هقان، پیكاری‌‌ها، گروه خبات كه براد‌‌ر عزالد‌‌ین حسینی آن را تشكیل د‌‌اد‌‌ه بود‌‌ و...


اشاره‌ای به گروه كومله شد‌‌. اینها به خشونت شهره بود‌‌ند‌‌. شاید‌‌ برای خیلی‌ها این سؤال مطرح باشد‌‌ كه چرا كومله‌ای‌ها به خشونت و سرسختی گرایش د‌‌اشتند‌‌؟
روش‌های خشن كومله به اید‌‌ئولوژیشان برمی‌گشت. به اصطلاح ‌گفته می‌شد‌‌ كه اینها چپ خشن هستند‌‌. حالا بگذریم از اینكه وقتی مائوئیسم بود‌‌ند‌‌ و بعد‌‌ سوسیالیست شد‌‌ند‌‌ و رفته‌رفته تغییراتی د‌‌ر اند‌‌یشه‌هایشان ایجاد‌‌ شد‌‌. د‌‌ر كل فلسفه مبارزاتی‌شان این بود‌‌ كه باید‌‌ مثل بولد‌‌وزر رو به هد‌‌ف حركت كرد‌‌. حتی اگر براد‌‌رت هم مقابلت بود‌‌ باید‌‌ موانع را صاف كنی و به سوی هد‌‌ف پیش بروی. تند‌‌روی كومله باعث می‌شد‌‌ نه تنها با حكومت مركزی كه خیلی مواقع با سایر گروه‌های كرد‌‌ هم د‌‌رگیر شوند‌‌. سند‌‌ د‌‌اریم كه كومله و د‌‌موكرات تنها د‌‌ر سال 58، 144 بار با هم د‌‌رگیر شد‌‌ه‌اند‌‌. گاهی كه امكان توافق می‌رفت، تند‌‌روی امثال اینها همه چیز را برهم می‌زد‌‌. یك مورد‌‌ش را خود‌‌م د‌‌ر جریان توافقی كه د‌‌موكرات‌ها با مركز كرد‌‌ه بود‌‌ند‌‌ شاهد‌‌ بود‌‌م.


قضیه این توافق و برخورد‌‌ كومله و د‌‌موكرات چه بود‌‌؟
د‌‌ر مقطعی گفته می‌شد‌‌ قاسملو رهبر حزب د‌‌موكرات به قم رفته و با حضرت امام د‌‌ید‌‌ار كرد‌‌ه است. گویا امام با برخی از د‌‌رخواست‌های د‌‌موكرات موافقت كرد‌‌ه بود‌‌ند‌‌. به هر حال یاد‌‌م است كه قاسملو مرد‌‌م را د‌‌ر سالن تختی منطقه فیض‌آباد‌‌ سنند‌‌ج جمع كرد‌‌ و به سخنرانی پرد‌‌اخت. یك برگه از جیبش خارج كرد‌‌ و گفت امام با هشت مورد‌‌ از د‌‌رخواست‌های ما موافقت كرد‌‌ه است. یكد‌‌فعه از این طرف و آن طرف سالن عد‌‌ه‌ای كه عموماً از افراد‌‌ كومله بود‌‌ند‌‌ د‌‌اد‌‌ زد‌‌ند‌‌:«مرگ بر سازشكار» یا «مرگ بر قاسملو» و همه چیز به هم ریخت. از این د‌‌ست موارد‌‌ زیاد‌‌ است. هرچند‌‌ د‌‌موكرات‌ها هم به اند‌‌ازه خود‌‌شان د‌‌ر وخامت اوضاع مقصر بود‌‌ند‌‌ و همانطور كه عرض شد‌‌ بلافاصله بعد‌‌ از پیروزی انقلاب به پاد‌‌گان مهاباد‌‌ حمله كرد‌‌ند‌‌، ولی كومله‌ها معمولاً مقابل هر توافقی كارشكنی و روش‌های خشونت‌آمیز را د‌‌نبال می‌كرد‌‌ند‌‌.


خیلی از نسل جوان شاید‌‌ از جنایات ضد‌‌ انقلاب د‌‌ر كرد‌‌ستان خبر ند‌‌اشته باشند‌‌، به عنوان كسی كه آن مقطع د‌‌ر مركز كرد‌‌ستان حضور د‌‌اشت، چه خاطره‌ای از جنایات ضد‌‌ انقلاب د‌‌ارید‌‌؟
موارد‌‌ كه بسیارند‌‌، اما به عنوان یك مطلع و كسی كه شاهد‌‌ برخی از چنین جنایات بود‌‌، این را می‌خواهم بگویم كه تأسف اصلی من به خاطر كور بود‌‌ن این ترورها است. د‌‌ر واقع خشم و تعصب باعث ریخته شد‌‌ن خون بی‌گناهان بسیاری می‌شد‌‌. یك مورد‌‌ش شهاد‌‌ت مصطفی مرد‌‌وخی فرزند‌‌ امام جمعه مریوان است. مصطفی فرماند‌‌ه پیشمرگان د‌‌زلی بود‌‌. ایشان برای د‌‌ریافت حقوق نیروهایش كه به گمانم آن زمان 200 تومان بود‌‌ به سنند‌‌ج می‌آید‌‌ و مجبور می‌شود‌‌ شب را د‌‌ر خانه یكی از د‌‌وستانش بماند‌‌. كومله‌ای‌ها كه محل او را شناسایی كرد‌‌ه بود‌‌ند‌‌ به آنجا می‌روند‌‌، او را به اسارت می‌گیرند‌‌ و به طرز وحشتناكی به شهاد‌‌ت می‌رسانند‌‌. من مصطفی را د‌‌ید‌‌ه بود‌‌م. د‌‌رس طلبگی را د‌‌ر قم خواند‌‌ه بود‌‌. جوانی بسیار شایسته كه تنها به خد‌‌مت به ایران و اسلام فكر می‌كرد‌‌. یا نیروهای جهاد‌‌ برای سازند‌‌گی به كرد‌‌ستان می‌آمد‌‌ند‌‌، ولی تعصب كور برخی از افراد‌‌ باعث می‌شد‌‌ به آنها نیز حمله شود‌‌ و تعد‌‌اد‌‌ قابل توجهی از نیروهای جهاد‌‌ سازند‌‌گی به شهاد‌‌ت می‌رسید‌‌ند‌‌. اینها باعث تأسف عموم مرد‌‌م كرد‌‌ستان هم می‌شد‌‌.


د‌‌ر كرد‌‌ستان برخی جذب ضد‌‌انقلاب می‌شد‌‌ند‌‌ و برخی از انقلاب د‌‌فاع می‌كرد‌‌ند‌‌. مثال واضحش پیشمرگ‌های كرد‌‌ مسلمان بود‌ند‌ كه پیشمرگ رزمند‌‌گان و مرد‌‌م می‌شد‌‌ند‌‌. می‌توانیم بگوییم یك د‌‌وگانگی د‌‌ر آن خطه وجود‌‌ د‌‌اشت؟
خیر د‌‌وگانگی نبود‌‌. ند‌‌اشتن آگاهی سیاسی عموم مرد‌‌م، باعث گرایش برخی از آنها به گروهك‌های ضد‌‌انقلاب می‌شد‌‌. خیلی پیش می‌آمد‌‌ كه مثلاً یك عضو خانواد‌‌ه‌ای به عضویت یكی از گروهك‌ها د‌‌رمی‌آمد‌‌،متعاقبش اعضای د‌‌یگر خانواد‌‌ه بی‌آنكه از ماهیت گروه مورد‌‌ نظر چیزی بد‌‌انند‌‌، عضو آن می‌شد‌‌ند‌‌. بد‌‌ون اینكه بد‌‌انند‌‌ چریك،د‌‌موكرات یا كومله چیست، عضوش می‌شد‌‌ند‌‌. یا حتی پیش می‌آمد‌‌ د‌‌ر یك خانواد‌‌ه د‌‌و براد‌‌ر عضو گروه‌های متفاوت می‌شد‌‌ند‌‌. یكی عضو این گروه می‌شد‌‌ و د‌‌یگری عضو گروه د‌‌یگر. د‌‌لیلش هم این بود‌‌ كه هر كد‌‌ام از این د‌‌و براد‌‌ر تحت تأثیر د‌‌وستان خود‌‌شان قرار می‌گرفتند‌‌. د‌‌ر كل آن زمان اغلب مرد‌‌م بیسواد‌‌ بود‌‌ند‌‌ و د‌‌رك واقعیت برای خیلی‌ها كار سختی بود‌‌. گروهك‌ها هم از این عد‌‌م آگاهی سوءاستفاد‌‌ه می‌كرد‌‌ند‌‌.


كمی فضای گفت‌وگو را تغییر د‌‌هیم. شما كه بازنشسته ارتش هستید‌‌ چطور راوی یاد‌‌مان باشگاه افسران شد‌‌ید‌‌؟
من به بازگو كرد‌‌ن تاریخ علاقه‌مند‌‌ هستم. حقایقی هستند‌‌ كه باید‌‌ به نسل جوان منتقل شوند‌‌. به همین د‌‌لیل چند‌‌ سالی است كه به عنوان بسیجی د‌‌ر سازمان بسیج پیشكسوتان استان فعالیت می‌كنم و به یاد‌‌ و نام د‌‌وستان و همرزمان شهید‌‌م به عنوان خاد‌‌م الشهد‌‌ا د‌‌ر یاد‌‌مان‌های د‌‌فاع مقد‌‌س استان به روایتگری می‌پرد‌‌ازم. به امید‌‌ اینكه بتوانم گوشه‌ای از حماسه‌آفرینی رزمند‌‌گان را برای نسل جوان روایت كنم. باشگاه افسران كه عموماً آنجا مستقر می‌شوم، یك محل مقد‌‌س است. این مكان به مد‌‌ت 33 روز د‌‌ر محاصره گروهك‌ها قرار د‌‌اشت و 41 نفر از رزمند‌‌گان اسلام با تمام توان خود‌‌ د‌‌ر برابر گروهك‌ها ایستاد‌‌گی كرد‌‌ند‌‌. به همین علت امروز باشگاه افسران به عنوان نماد‌‌ ایستاد‌‌گی و مقاومت مرد‌‌م كرد‌‌ستان شناخته می‌شود‌‌. رزمند‌‌گانی كه اینجا مستقر بود‌‌ند‌‌ به د‌‌لیل محاصره ضد‌‌انقلاب با آب باران تشنگی‌شان را رفع می‌كرد‌‌ند‌‌. اگر آنها مقاومت نمی‌كرد‌‌ند‌‌، مطمئناً باشگاه سقوط می‌كرد‌‌ و با سقوط باشگاه، شهر سنند‌‌ج آزاد‌‌ نمی‌شد‌‌ و این روند‌‌ می‌توانست برای انقلاب خطرناك باشد‌‌، ولی مقاومت جانانه این رزمند‌‌گان و اهد‌‌ای هشت شهید‌‌ گرانقد‌‌ر د‌‌ر این محل توانست روند‌‌ شكست ضد‌‌انقلاب را د‌‌ر كرد‌‌ستان سرعت بخشد‌‌.


د‌‌ر طول خد‌‌متتان د‌‌ر كرد‌‌ستان با چه شهد‌‌ایی همرزم بود‌‌ید‌‌؟
از چهره‌های شناخته شد‌‌ه می‌توانم به شهید‌‌ان محمد‌‌ بروجرد‌‌ی، حاج عباس كریمی، رضا چراغی، محمود‌‌ كاوه، امیر سپهبد‌‌ علی صیاد‌‌ شیرازی، شهید‌‌ د‌‌ستواره، شهید‌‌ شهرامفر و جاوید‌‌الاثر حاج احمد‌‌ متوسلیان اشاره كنم.


گویا براد‌‌رتان هم از شهد‌‌ای د‌‌فاع مقد‌‌س هستند‌‌. خوب است یاد‌‌كرد‌‌ی از ایشان د‌‌اشته باشیم.
حجت‌الله متولد‌‌ د‌‌هم آبان ماه 1336 بود‌‌. ما اهل قروه هستیم. حجت‌الله هم د‌‌وران ابتد‌‌ایی و راهنمایی را د‌‌ر قروه گذراند‌‌ و سال 56 برای خد‌‌مت سربازی از طریق ژاند‌‌ارمری اعزام شد‌‌. د‌‌ر پاد‌‌گان نوژه همد‌‌ان خد‌‌مت می‌كرد‌‌. یك ماه قبل از اینكه خد‌‌متش تمام شود‌‌ به د‌‌ستور امام از پاد‌‌گان فرار كرد‌‌. بعد‌‌ از پیروزی انقلاب و د‌‌ر سال 1358 به عضویت كمیته انقلاب اسلامی منطقه7 تهران د‌‌رآمد‌‌ و د‌‌ر ستاد‌‌ عملیاتی منطقه مشغول فعالیت شد‌‌ تا اینكه جنگ شروع شد‌‌. از همان اولین روزهای جنگ د‌‌اوطلبانه به جبهه رفت و نهایتاً 28 مهرماه د‌‌ر خرمشهر بر اثر اصابت تركش گلوله خمپاره به سر و گرد‌‌نش به شهاد‌‌ت رسید‌‌. نامش به عنوان اولین شهید‌‌ شهرستان قروه ثبت شد‌‌. من سه شبانه‌روز د‌‌ر د‌‌اخل خرابه‌های خرمشهر به د‌‌نبال پیكر براد‌‌ر شهید‌‌م گشتم تا توانستم جنازه‌اش را پید‌‌ا كنم.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
همرزم شهید کاظمی می‌گوید: قبل از عملیات با بچه‌ها خوابیدن روی سیم خاردار را تمرین می‌کردیم. البته این خوابیدن روی سیم خاردار، جزء برنامه‌های آموزشی نبود، اما تعدادی از بچه‌ها که جسارت و روحیه بالای ایثارگری داشتند به صورت داوطلبانه این کار‌ را می‌کردند.
 به مناسبت 16 آذر و روز دانشجو جمعی از اعضای هیئت الوارثین، از رزمندگان تخریبچی دوران هشت سال دفاع مقدس بر سر مزار شهید دانشجو «اصغر کاظمی» حاضر شدند. این شهید از نیروهای لشکر 10 سیدالشهدا بود که در 13 اردیبهشت ماه سال 65 در عملیات سیدالشهدا (ع) در منطقه فکه به شهادت رسید و پیکرش در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.

کاوه ذاکری از همرزمان شهید کاظمی بر سر مزار وی این خاطره را روایت کرد:

قبل از عملیات با بچه ها خوابیدن روی سیم خاردار را تمرین می کردیم. البته این خوابیدم روی سیم خاردار جزء برنامه های آموزشی نبود اما تعدادی از بچه ها که جسارت و روحیه بالای ایثارگری داشتند به صورت داوطلب از این کارها می کردند.

یک میدان مین آموزشی زده بودیم و سه تا توپ سیم خاردار توپی هم مقابلش کشیده بودیم به طوری که دوتا توپ سیم خاردار زیر بود و یک توپ سیم خاردار رو قرار گرفته بود. تقریبا ارتفاع سیم خاردارها تا بالای سینه می آمد.

تعدادی از بچه ها قبل از شهید کاظمی با احتیاط روی سیم خاردار خوابیدند و از طرفی هم مواظب بودند آسیب نبینند. تا اینکه نوبت به ایشان رسید. انگار نه انگار که حرکتش یک کار آموزشی و تمرینی است. مثل شناگری که از داخل آب شیرجه می زند خودش را پرت کرد روی سیم خاردارها و با همه طول و عرض بدنش سیم خاردارها را جمع کرد و به بقیه بچه ها گفت: حالا بیایید از روی من رد شوید. این کار شهید کاظمی همه را حیرت زده کرد.

شهید کاظمی چند روز بعد در شب عملیات سیدالشهدا به عنوان تخریبچی جهت باز کردن معبر به یکی از گردان های لشکر 10 سیدالشهدا مامور شد و در شب عملیات پس از باز شدن معبر، برای گذشت از سیم خاردارهای انتهای میدان مین بار دیگر بدنش با سیم خاردارهای دشمن تماس پیدا کرد و به شهادت رسید.

رزمنده ها از سیم خاردار گذشتند اما شهید کاظمی را ملائک با خود بردند.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
در امامزاده صالح چه خبر است ؟
این گروه بعد از دو سال فعالیت این روزها به همراه جمعی از فرزندان شهدا به دیدار یکی از سران فتنه رفته اند و ضمن حمایت از وی بنا دارند تا دیدار های بعدی را هم به همراه خانواده شهدا با سران فتنه ادامه دهند.
 بعد از آنکه پایگاه خبری شهدای ایران از تحرکات یک گروه و هیئت در امامزاده صالح تجریش و فعالیت جریان اصلاح طلب سیاسی در این هیئت روشنگری کرد شاید 2 سالی گذشته است؛ اما بسیاری از مسئولان بی توجه به این شائبه ها در این هیئت حاضر شدند و به دلیل فعالیت «فرزندان شهدا» در این هیئت حتی ریاست بنیاد شهید و امور ایثارگران هم در جمع آن حاضر شد و بعضاً با سفارش های عده ای از مسئولان بنیاد شهید، این هیئت توانست در برخی سازمان ها نفوذ کرده و از جمله از ادارات اوقاف استان تهران دفاتری منطقه ای دریافت نمودند!

بنبابراین گزارش، هر چند پشت پرده سیاسی برخی از این فرزندان شهدا و فعالیتشان در ستاد های انتخاباتی برخی از شخصیت های سیاسی از همان ابتدا روشن بود که علت تجمیع کردن و گردهمایی برای فرزندان شهدا می تواند سوء استفاده از این عزیزان برای منافع خاص یک جریان سیاسی باشد اما عده ای به صرف فرزند شهید بودن دور این افراد جمع شده و منجر به نفوذ بیشترشان شدند.

تولیت امامزاده صالح هم که گویی با سفارش فرد خاصی با این گروه همکاری کرده است هیچ توجهی به آمد و شد جریانات سیاسی خاص به این امامزاده نداشت!

این گروه بعد از دو سال فعالیت این روزها به همراه جمعی از فرزندان شهدا به دیدار یکی از سران فتنه رفته اند و ضمن حمایت از وی بنا دارند تا دیدار های بعدی را هم به همراه خانواده شهدا با سران فتنه ادامه دهند.

لازم به ذکر است مفاسد دیگری نیز از این جریان سیاسی در دست است که به زودی رسانه ای می شود

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
اگر دولت در لایحه بودجه در مورد واگذاری بیمه تکمیلی به دستگاه های دولتی اصرار بورزد، خود مجلس آن را حذف و مجددا" این موضوع را به بنیاد شهید واگذار خواهد کرد.
 سلیمانی نماینده ایثارگر مردم کنگاور در مجلس شورای اسلامی، با انتقاد از بخشنامه دولت در واگذاری بیمه مکمل ایثارگران به دستگاه های دولتی متذکر شد: به عنوان نماینده ملت، من معتقد به اعمال قانون هستم و در مورد بیمه مکمل ایثارگران باید طبق قانون عمل شود و به همان صورتی که قبلا در قانون ذکر شده است، موضوع باید برگردد و بنیاد شهید وظیفه ذاتی خود را انجام دهد.

وی با اشاره به الزام دولت به اجرای قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی متذکر شد: دولت باید به قانون برنامه ششم توسعه در مورد ایثارگران عمل کند و اگر غیر از این باشد، از وظیفه خود عدول کرده است.

سلیمانی ادامه داد: اگر دولت در لایحه بودجه در مورد واگذاری بیمه تکمیلی به دستگاه های دولتی اصرار بورزد، خود مجلس آن را حذف و مجددا" این موضوع را به بنیاد شهید واگذار خواهد کرد.

عضو کمیسیون برنامه و بودجه خاطر نشان کرد: در صورتی که دولت تقاضای تامین اعتبارات مالی برای بیمه مکمل ایثارگران را داشته باشد، مجلس آمادگی تصویب ردیف های اعتباری برای آن را دارد، به شرطی که مبلغ دقیق و محل مصرف اعتبارات را تعیین و به مجلس شورای اسلامی اعلام کند.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یک مقام مسئول در وزارت راه گفته است: در سال ۸۵ به تعدادی از نمایندگان وقت، قطعه زمینی در خیابان درختی سعادت آباد با کاربری تجهیزات شهری برای ساخت حسینیه واگذار شده بود اما این افراد برخلاف قانون، کاربری آن را تغییر داده و در حال ساخت طبقات با کاربری نامعلوم مسکونی یا تجاری هستند.
؛ یک مقام مسئول در وزارت راه گفته است: در سال ۸۵ به تعدادی از نمایندگان وقت، قطعه زمینی در خیابان درختی سعادت آباد با کاربری تجهیزات شهری برای ساخت حسینیه واگذار شده بود اما این افراد برخلاف قانون، کاربری آن را تغییر داده و در حال ساخت طبقات با کاربری نامعلوم مسکونی یا تجاری هستند.

وی ادامه داد: این افراد زمین را بدون اینکه حق واگذاری داشته باشند به فروش می‌رسانند و آنها هم با فرایندهای نامتعارف شهرداری را ملزم به صدور پروانه می‌کنند. کاربری این قطعه زمین تجهیزات شهری بوده و افراد این زمین را برای ساخت حسینیه از وزارت راه و شهرسازی ( سازمان ملی زمین و مسکن) گرفته بودند.

عضو شورای حفظ حقوق بیت المال تاکید کرد: مالک طبق قراردادی که با سازمان ملی زمین و مسکن داشته حق تغییری کاربری نداشته و وزارت راه این اراضی را تنها برای ساخت حسینیه خارج از مزایده واگذار کرده بود. زمانی که هم سازمان مربوطه متوجه تغییر کاربری می‌شود و شکایت می‌کند هیچ سازه ای بر روی این اراضی وجود نداشت اما در حال حاضر ساختمان چند طبقه در این زمین در حال ساخت است.

وی با بیان اینکه تخلف از قرارداد ابطال قرارداد را به دنبال دارد،‌ ادامه داد: کاربری این زمین کماکان در پروانه تجهیزات شهری است اما این افراد با توسل به یک رای کاربری را برای ساخت و ساز تغییر داده‌‌اند.

این مقام مسئول با تاکید بر اینکه ساخت و ساز با هر کاربری دیگر در این اراضی برای وزارت راه و شهرسازی امکان فسخ قرارداد را ایجاد می‌کند، ادامه داد: در این مدت هر چه بیشتر اقدامات قانونی برای مهار این تخلف انجام شد مالکان با جدیت بیشتر ساخت و ساز را دنبال کردند. متاسفانه با توسل به حیله و الزام شهرداری به صدور پروانه ساختمانی مبادرت به ساخت و ساز شده که به محض اطلاع با توجه به قرارداد که حق تغییر کاربری از واگذار شونده سلب و ساقط شده است و در صورت تخلف حق فسخ و ابطال قرارداد برای سازمان مسکن به وجود می‌آید، از این رو اقدامات چند جانبه حقوقی در حال انجام است که در حال حاضر توقف ساخت و ساز تا تعیین تکلیف نهایی توسط مرجع قضایی صادر شده است.

وی گفت: در این بین متاسفانه طرف شکایت علی رغم ابلاغ دستور موقت مجدد مبادرت به بتن ریزی کرد که با اطلاع دادسرای زمین خواری و حضور باز پرس محترم روی زمین، مجدد دستورات لازم صادر شد.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شهید مدافع حرم محمدابراهیم رشیدی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «اگر هر کسی کار خود را جدی نگیرد و ساده انگارد به نظام اسلامی و انقلاب ضربه وارد کرده و این گناهی نابخشودنی است.»

اصرار یک شهید در وصیت نامه‌اش برای «دقت در کار»شهید مدافع حرم محمدابراهیم رشیدی "رشید" فرزند غلامعلی، متأهل و اصالتاً اهل روستای صرم قم بود که بارها برای دفاع از حرم اهل‌بیت (ع) در سوریه حضور یافته بود. او از نیروهای تخریب تیپ مکانیزه 20 رمضان نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود.  این شهید 32 ساله سرانجام روز یکشنبه 10 تیرماه طی عملیاتی مستشاری در مسیر جاده تدمر- دیرالزور سوریه توسط برخورد با تله انفجاری به شهادت رسید.

در ادامه وصیت‌نامه این شهید مدافع حرم را می‌خوانید:

 «بسم الله الرحمن الرحیم
شهدای شما و خانواده‌های آنها حق بزرگی بر گردن ملّت ایران دارند، اینها از حریم اهل بیت دفاع کردند، اینها رفتند با دشمنی مبارزه کردند که اگر جلویش گرفته نمی شد باید در داخل با او میجنگیدیم، و در غربت به شهادت رسیدند.« مقام معظم رهبری»

اینجانب ابراهیم رشید فرزند غلامعلی بشماره شناسنامه 57 متلود 1365 در صحت و سلامت کامل گواهی می‌دهم به یگانگی الله و پیامبری خاتم الانبیاء محمد مصطفی(ص) و ولایت علی‌ابن‌ابی طالب(ع) و امامت اما عصر(عج) و ولایت ولی‌اش امام خامنه‌ای

با سلام خدمت همه دوستان و خانواده و همسر عزیزم، در این زمان که اینجانب جسماً کنارتان نیستم بخاطر تمام ضعف ها و کمبودهایم حلالیّت می‌طلبم.
دوستان و همزمانم همیشه دقت داشته باشید هیچ وقت امام‌ زمانتان و نائبش را تنها نگذارید و در هر نقطه و کاری مشغول هستید با دقت به آن بپردازید تا انقلاب به دست صاحب اصلی آن برسد و توجه داشته باشید اگر هر کسی کار خود را جدی نگیرد و ساده انگارد به نظام اسلامی و انقلاب ضربه وارد کرده و این گناهی نابخشودنی است و بدانید در دیدگاه کلان، نوع مسئولیت مهم نیست بلکه انجام صحیح آن اهمیت دارد و جزءترین نیروها  و مسئولیت‌ها با سهل انگاری و سستی ممکن است بزرگترین ضربه را بزنند.

بخاطر میخی نعلی افتاد
بخاطر نعلی، اسبی افتاد
بخاطر اسبی، سواری افتاد
بخاطر سواری، جنگی شکست خورد
بخاطر شکستی، مملکتی شکست خورد
و همه اینها بخاطر کسی بود که میخ را محکم نکوبیده بود.

دقت داشته باشیم خدایی نکرده روزی این متن گویای حال ما نباشد و ان‌شاء الله همه رزمندگان اسلام در هر نقطه و مسئولیتی که هستند به نحو احسن کار خود را انجام می‌دهند و انقلاب و اسلام همیشه سربلند می شود و هست و پرچم انقلابمان توسط نائبش به صاحب اصلی آن میرسد.

خانم سمیه عسگری فرزند علی همسر اینجانب می‌باشد و تمام حق و حقوق ایجانب به ایشان می رسد.

دوستان و خانواده عزیزم هیچوقت همسرم را تنها نگذارید و نگذارید تنها بماند.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
زمان جنگ ما هر هفته اعزام داشتیم، از نیرو‌هایی که وارد لشکر می‌شدند تعداد زیادی تقاضا داشتند به گردان یا زهرا بیایند. همین الان هم جو گردان یا زهرا (س) خاص و دوست داشتنی است. به این دلیل که فرماندهان این گردان صفا و صمیمیت را از فرمانده قبلی به ارث برده‌اند و همین طور این جو و این خصوصیات به نسل بعدی منتقل می‌شود
حاج اسماعیل براتی یکی از قدیمی‌ترین رزمنده‌های لشکر ۱۴ امام حسین (ع) و خصوصاً گردان یا زهرا (س) است. یا زهرا از زمان تشکیلش تا کنون ۹ فرمانده شهید داده که شهید مدافع حرم مسلم خیزاب، آخرین فرمانده شهید این گردان سال ۹۴ در سوریه به شهادت رسید. حاج اسماعیل می‌گوید گردان یا زهرا (س) جوی دارد که هر کس یک‌بار واردش شود، دوست ندارد دیگر آن را ترک کند. شاید به همین دلیل است که خیلی از فرماندهان و رزمندگان این گردان سعی می‌کردند تنها با شهادت از گردان یا زهرا (س) خارج شوند. در گفت‌وگو با سرهنگ اسماعیل براتی، مروری به تاریخچه این گردان و فرماندهان شهیدش می‌اندازیم.

گردان یا زهرا چه زمانی تشکیل شد؟

تیپ امام حسین (ع) از اولین تیپ‌های تشکیل شده در سپاه بود. گردان یا زهرا (س) هم تقریباً از زمان تشکیل این تیپ تأسیس شد. شهید خرازی تأکید داشت همیشه اسم ائمه اطهار و معصومین در لشکر باشد. تأکید ویژه‌ای هم روی نام حضرت زهرا (س) داشت. ایشان جمله معروفی دارد به این مضمون که گردان یا زهرا (س) برکت لشکر است و حتی اگر انگشت شمار نیرو برایش باقیمانده باشد، باید حفظ شود. خیلی پیش می‌آمد که یک گردان در عملیات صدمات سختی می‌خورد و بعد از عملیات منحل می‌شد ولی شهید خرازی تأکید داشت گردان یا زهرا (س) در هر شرایطی حفظ شود.

این گردان چند فرمانده شهید دارد؟

معمولاً در یادواره‌هایی که برای فرماندهان شهید گردان یا زهرا (س) برگزار می‌شود به هشت فرمانده شهید این گردان اشاره می‌شود ولی خلیل کاظمی اولین فرمانده این گردان نیز از شهدای گرانقدر دفاع مقدس است. ایشان همان اوایل جنگ در یک عملیات دچار موج گرفتگی شد و دیگر نتوانست در جبهه حضور پیدا کند. خانواده چند سال از ایشان در منزل مراقبت کردند و نهایتاً مجبور شدند او را به آسایشگاه منتقل کنند. کاظمی هفت یا هشت سال پیش در آسایشگاه به شهادت رسید. بعد از ایشان گردان یا زهرا (س) فرماندهان متعددی داشت که از میان آن‌ها هشت نفر به شهادت رسیدند. شهید تاج میرریاحی، شهید صفا تاج، شهید نوروزی، شهید حسین صادقی، شهید سیداکبر صادقی، شهید محمود اسدی‌پور، شهید محمدرضا تورجی‌زاده و شهید مسلم خیزاب این هشت فرمانده شهید هستند.

شما از چه زمانی وارد گردان یا زهرا (س) شدید؟ آن زمان چه کسی فرمانده گردان بود؟

من بعد از عملیات رمضان به لشکر ۱۴ پیوستم و از سال ۶۴ تا سال ۱۳۹۰ هم در گردان یا زهرا (س) بودم. زمانی که بنده وارد این گردان شدم شهید سیداکبر صادقی فرمانده گردان بود. ایشان خیلی گرم با نیرو‌ها برخورد می‌کرد طوری که نمی‌شد تشخیص داد یک رزمنده عادی است یا فرمانده گردان. از بقیه بچه‌ها پرسیدم سمتشان چیست که گفتند فرمانده گردان است. شهید صادقی یک چهره نورانی داشت که آدم را جذب می‌کرد. به کادرپروری توجه زیادی داشت. می‌گفت: شاید جنگ ۲۰ سال طول کشید، بنابراین ما باید برای ۲۰ سال آینده هم نیرو تربیت کنیم. در زمان ایشان بود که به بنده مسئولیت واگذار شد و رفته‌رفته از فرماندهی دسته رشد کردم و ارتقا یافتم. ایشان هر چیزی بلد بود به دیگران یاد می‌داد. با اینکه دانشکده نظامی نرفته بود ولی با نبوغ و مطالعاتی که داشت یک فرمانده شش دانگ به شمار می‌آمد. در عملیات والفجر ۸ که در تصرف مقر گارد ریاست جمهوری عراق زمینگیر شده بودیم، شهید صادقی به خط مقدم درگیری آمد و با فرماندهی فوق‌العاده‌اش باعث شد گره کار باز شود و مقر نیرو‌های گارد ریاست جمهوری عراق را به تصرف درآوردیم.

ایشان چه زمانی به شهادت رسیدند؟

سیداکبر صادقی در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید. البته چند ماه مانده به این عملیات شهید خرازی، او را مأمور تشکیل گردان امام سجاد (ع) کرد. به همین دلیل صادقی مدتی از گردان یا زهرا (س) رفت و حاج اسماعیل صادقی فرمانده گردان شد. حاج اسماعیل در مراحل پایانی کربلای ۵ مجروح شد و شهید محمدرضا تورجی‌زاده فرماندهی گردان یا زهرا (س) را برعهده گرفت. تورجی‌زاده تا عملیات کربلای ۱۰ در این سمت بود و در همین عملیات به شهادت رسید.

شهید تورجی‌زاده از شهدای شناخته شده اصفهان است. گویا شهید خرازی هم علاقه زیادی به ایشان داشت؟

تورجی‌زاده علاوه بر اینکه یک رزمنده و فرمانده پای کار و کار بلد بود، به مداحی‌های زیبا هم شهرت داشت. شهید خرازی به قدری از مداحی تورجی‌زاده خوشش می‌آمد که هر وقت دلش می‌گرفت و عرصه برایش تنگ می‌شد، از او می‌خواست برایش مداحی کند. خصوصاً به ذکر مصیبت خانم زهرا (س) علاقه زیادی داشت. حتی اگر تورجی‌زاده در خط مقدم بود، خرازی با بیسیم تماس می‌گرفت و از او می‌خواست مداحی کند. در خصوص تورجی‌زاده و روحیاتش به جرئت می‌توان گفت که از بسیاری جهات کامل بود. علاقه بسیاری به حضرت زهرا (س) داشت. هر وقت کار جنگ گره می‌خورد و با مشکلی اساسی مواجه می‌شد، عادت نداشت سریع با فرماندهی تماس بگیرد. همانجا به حضرت زهرا (س) متوسل می‌شد و خانم هم جوابش را می‌داد. مدت فرماندهی شهید تورجی‌زاده در گردان یا زهرا خیلی طولانی نبود، اما تأثیر زیادی روی نیرو‌ها داشت. بعد از ایشان شهید محمود اسدی‌پور فرمانده گردان شد. بنده هم جانشینش بودم. اسدی‌پور تا اواخر جنگ فرماندهی را برعهده داشت. ایشان در ماجرای سقوط فاو به شهادت رسید و پیکرش هم مفقود شد.

پس به عنوان جانشین شهید اسدی‌پور از نزدیک با ایشان ارتباط داشتید. کمی از اخلاق و منش این شهید بگویید.

می‌توانم بگویم شهید اسدی‌پور مظلوم‌ترین فرمانده شهید گردان یا زهرا (س) است. گمنام و بی‌ادعا کار خودش را می‌کرد. خیلی پیش می‌آمد وقتی می‌خواست کاری انجام بدهد یا خیری به کسی برساند، از من که جانشینش بودم می‌خواست آن کار را انجام بدهم و دوست نداشت اسمی از او برده شود، لذا الان نامش مهجور مانده است. نحوه شهادت حاج محمود دلیلی بر اخلاص و بزرگواری اوست. وقتی فاو در شرف سقوط بود، بار‌ها نیرو‌ها از ایشان می‌خواهند سوار قایق شود و از اروند عبور کند، اما شهید اسدی‌پور می‌گوید من در قبال بچه‌های گردان مسئولم و تا تکلیف آخرین نفرات مشخص نشود از اینجا نمی‌روم. ایشان بر سر عهدش آنقدر ماند تا اینکه به شهادت رسید. تا الان که ۳۰ سال از آن ماجرا می‌گذرد، پیکرش مفقود مانده است.

خود شما حدود ۲۶ سال در گردان یا زهرا (س) بودید، چه جاذبه‌ای در این گردان وجود داشت که آن را خاص می‌کرد؟

من در بسیاری از گردان‌های لشکر ۱۴ حضور داشتم. صمیمیت و دوستی در گردان‌های دیگر بود، اما در گردان یا زهرا بیشتر بود. این صمیمیت از فرماندهان گردان نشئت می‌گرفت. شهید خرازی سعی می‌کرد تا آنجا که می‌تواند فرمانده گردان از نیرو‌های همان گردان باشند. در گردان یا‌زهرا این موضوع عینیت یافته بود. فرمانده گردان یا‌زهرا معمولاً از خود بچه‌های این گردان انتخاب می‌شد. این‌ها فقط در جبهه فرمانده نبودند، پشت جبهه هم نسبت به نیروهایشان احساس مسئولیت می‌کردند و اگر رزمنده‌ای مجروح می‌شد، به او و خانواده‌اش سر می‌زدند. همین‌ها باعث دلگرمی و جذب نیرو‌ها می‌شد. نتیجه‌اش ایجاد یک صمیمیت خاص در گردان یا زهرا (س) بود که هرکس یک‌بار به آنجا می‌آمد، شیفته جو گردان می‌شد. اصلاً در خصوص حضور در گردان یا زهرا (س) دعوا می‌شد. زمان جنگ ما هر هفته اعزام داشتیم، از نیرو‌هایی که وارد لشکر می‌شدند تعداد زیادی تقاضا داشتند به گردان یا زهرا بیایند. همین الان هم جو گردان یا زهرا (س) خاص و دوست داشتنی است. به این دلیل که فرماندهان این گردان صفا و صمیمیت را از فرمانده قبلی به ارث برده‌اند و همین طور این جو و این خصوصیات به نسل بعدی منتقل می‌شود.

خودتان چه زمانی فرمانده گردان شدید و تا کی در گردان یا زهرا (س) بودید؟

من از سال ۷۴ تا سال ۹۰ فرمانده گردان یا زهرا (س) بودم. بعد از آن معاون هماهنگ‌کننده لشکر ۱۴ شدم و سپس جانشینی لشکر به بنده واگذار شد.

همسر شهید مسلم خیزاب نقل می‌کردند که به دلیل سابقه زیاد شما در گردان یا زهرا (س) شهید خیزاب شما را حاجی اسماعیل یا زهرا خطاب می‌کردند.

(می‌خندد) بله، شهید خیزاب علاقه زیادی به حضور در گردان یا زهرا داشت. وقتی آموزشی‌شان تمام شد، ایشان و سه نفر دیگر از همدوره‌ای‌هایشان به لشکر آمدند. از قضا آن سه نفر دیگر عضو گردان یا زهرا شدند ولی شهید خیزاب که علاقه زیادی به حضرت زهرا (س) و گردان یا زهرا داشت، به گردان دیگری منتقل شد. همان اوایل شهید خیزاب پیش من آمد و درخواست کرد به گردان یا زهرا (س) منتقلش کنیم. موضوع را با فرمانده لشکر در میان گذاشتم که گفت: کادر گردان‌های دیگر ضعیف است و نمی‌توانیم خیزاب را به گردان یا زهرا منتقل کنیم. بعد‌ها چند بار دیگر شهید خیزاب موضوع انتقالش به گردان یا زهرا را مطرح کرد که میسر نشد. این را هم بگویم که ایشان جزو گزینه‌های مطرح برای ما به جهت کادرسازی و برعهده گرفتن فرماندهی در سطح لشکر بود. هم در دانشگاه افسری جزو نفرات ممتاز بود و هم آدم جسور و پرتوانی بود. از طرفی بی‌گدار به آب نمی‌زد و با حساب و کتاب کار می‌کرد. به همین دلیل او را به دوره دافوس فرستادیم. یکی از مواردی که در دوره دافوس برای شهید خیزاب تعیین شد، این بود که فرماندهی یک گردان رزمی را تجربه کند. اول قرار شد فرماندهی گردان امام حسین (ع) در کاشان به ایشان واگذار شود که بعد گفتم چرا او را فرمانده گردان یا زهرا (س) نکنیم. شما تصور کنید شهید خیزاب مدت‌ها به دنبال عضویت در گردان یا زهرا (س) بود و حالا می‌خواستیم خبر فرماندهی این گردان را به او بدهیم. روزی که این خبر را به مسلم دادیم، شاید بهترین روز عمرش بود. به قدری خوشحال شد که تا حالا او را اینطور ندیده بودم.

چطور شد آخرین فرمانده شهید گردان یا زهرا (س) عازم دفاع از حرم شد؟

خود شهید خیزاب علاقه زیادی به حضور در سوریه داشت. پیگیر این موضوع هم شده بود، بنابراین وقتی از تهران نامه زدند که یک فرمانده گردان همراه چند نفر نیرو برای اعزام به سوریه معرفی کنیم، نام شهید خیزاب را دادیم. آنقدر مشتاق رفتن بود که وقتی یک عصر زنگ می‌زنند و می‌گویند صبح فردا خودت را به فرودگاه امام خمینی برسان، همان شب بدون رعایت سلسله مراتب و خداحافظی از فرماندهی لشکر عازم تهران شده بود. روز بعد از فرودگاه زنگ زد و از سردار عرب فرمانده لشکر و بنده که جانشین لشکر بودم، معذرت خواهی کرد و گفت: اگر رضایت ندارید برگردم. گفتیم اشکال ندارد، برو به سلامت. دو روز بعد باز از سوریه زنگ زد و گفت: احساس می‌کنم کارم درست نبوده و دوست دارم از ته دل رضایت داشته باشید. هرچه گفتیم از نظر ما اشکالی ندارد، روز‌های بعد باز تماس می‌گرفت. چند روز قبل از شهادت هم تماس گرفت و دوباره عذر تقصیر خواست. مسلم خیزاب نیروی نخبه‌ای بود که حیف شد زود به شهادت رسید. در سوریه هم، چون قابلیت‌هایش را دیده بودند به سرعت به او مسئولیت‌های بزرگی واگذار شده بود. آخرین فرمانده شهید گردان یا زهرا (س) یک ماه بعد از حضور در سوریه ۲۰ مهرماه ۱۳۹۴ به شهادت رسید.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
همان روز یک دیده بان را از محور دیگری جایگزین من کرد و بعد از دو ماه به مریوان برگشتم. شهر حالت عادی خود را داشت. از اینکه مردم را در خیابان ها می دیدم که کم وبیش، کرکرۀ دکان ها را بالا داده اند خوشحال شدم.

همان روز یک دیده بان را از محور دیگری جایگزین من کرد و بعد از دو ماه به مریوان برگشتم. شهر حالت عادی خود را داشت. از اینکه مردم را در خیابان ها می دیدم که کم وبیش، کرکرۀ دکان ها را بالا داده اند خوشحال شدم.

چشمم دنبال شیشه های زرد نوشابه کانادا درای بود، اما برای اینکه پاسخ دلم را ندهم، به سپاه مریوان رفتم و داخل کانکس های آن یک حمامِ حسابی گرفتم.

همان جا دوباره حاج احمد را دیدم که مرا خیلی خوب به خاطر آورد. شب در آسایشگاه خوابیدم و فردا صبح در خیابان های مریوان پرسه زدم و از قضا چشمم به نوشابه ها افتاد. کمی پول داشتم. سه تا نوشابه خریدم با سه بیسکوییت و کنار جدولِ خیابان نشستم و با ولعِ تمام خوردم.

از بچه‌های «کاک احمد» هستی؟

فروشندۀ کُرد وقتی اشتهای مرا دید، پرسید: «از بچه های کاک احمد هستی؟» نوشابه و بیسکوییت راه گلویم را بسته بود. با سرم جواب دادم: «بله». خندید و گفت: «این ها همه مالِ کاک احمد است. تو هم مهمان کاک احمد هستی. نوش جانت.»

بیشتر از نگرفتن پول، از اینکه حاج احمد توانسته بود در دل این مردم جا باز کند خوشحال شدم...

 به نقل از شهید علی خوش لفظ ، کتاب شیرین و جذاب وقتی مهتاب گم شد ، صفحات ۶۳ و ۶۴ .

 اطلاعات مربوط به عکس: صبح پنجشنبه ۲۴ دی ۱۳۶۰، عزیمت گروه سپاهیان اعزامی مریوان و پاوه به سوی خوزستان - وداع #احمد_متوسلیان با مجتبی سالکی؛ فرماندۀ پیشمرگان مسلمان کرد مریوان

از بچه‌های «کاک احمد» هستی؟


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()




«در این دنیا افتخارم این است كه خود بسیجی ام» حضرت امام خمینی(ره)

نویسنده: ذوالفقاربابایی ـ آذرماه 97

بسیج بهترین مدافع اسلام و انقلاب است و بسیجی دوست داشتنی‌ترین سرباز وطن و اسلام. پر خروش است مثل اروند رود، پر غرور است مثل بازی دراز. خوش منظره است مثل دشت عبّاس، پیچیده است مثل تنگه چزابه و لطیف است مثل مخمل گل سرخ. صلابتش همچو كوه می‌ماند و صفا و صمیمیّتش زُلال چشمه‌های كوهستان را. فاتح بلندترین قلّه‌های ایثار است، رفیع‌ترین قلّه‌های جهان در برابر راست قامتی او سر تعظیم فرود می‌آورند. هوای چشمانش به خاطر خدا بارانی است و لبخندش به اندازه یك دفترچه خاطرات حرف می‌زند.

مگر نه این است كه آن پیر فقید جماران بر بازوانش بوسه زد و بر این بوسه افتخار كرد.

او از تمام علایق مادی و دنیوی دل بریده است. تكیه گاه او فقط خداوند است كه نه برای مادیات و پست و مقام، بلكه تنها به خدای خویش می‌بالد.

بسیج یعنی عشق ورزیدن، یعنی دوست داشتن، یعنی صفا و صمیمیّت، یعنی ایثار، گذشت، شهادت و مردانگی.

بسیج خواب راحت را از دیدگان ابرقدرت‌ها و دشمنان اسلام، انقلاب و این مرز و بوم ربوده است و امروز آنها حساب جداگانه‌ای برای محو عنصر بسیج باز كرده‌اند.

او همچو صاعقه بر دشمن می‌تازد، شهادت و شكست ظاهری، هر دو برای او یكی است؛ چرا كه فقط برای انجام تكلیف شرعی و اطاعت از ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت ا.. العظمی خامنه‌ای مُدظلّه العالی انجام وظیفه می‌نماید.

بسیج مدرسه عشق است، عشق به لقاء ا... و بسیجی دانش آموخته‌ی این مدرسه و مكتب سرخ حسین(ع) است.

و چه خوب توصیف كرد امام عزیز، بسیج را:
«بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی‌ست كه پیروانش بر گل دسته‌های رفیع آن اذان شهادت و رشادت سر داده‌اند.»

بسیج سلاحش ایمان و منطقش «عدالت» است.

صفای باطنش هر كسی را مجذوب خود می‌سازد ولی در میدان كارزار لرزه بر اندام خصم می‌افكند.

بسیجی دیده بیدار عشق است،
بسیجی پیر میدان دار عشق است


نوع مطلب : مطالب ذوالفقار بابایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


شور انقلابی جوانانی که با تمام توان آمده بودند تا خدمت کنند. نفاق هنوز جرات عرض اندام نداشت . تیرهای مسموم غرب و ابر رسانه‌های دشمن هنوز قدرت نفوذ در بین مردم را نداشتند.
زمان خمینی شهید ،شهید بود و جلاد ، جلاد.
مگر میشد کسی جرات کند جای جلاد و شهید را عوض کند. انقلابیون جوان بودند که کشور رو به جلو حرکت میکرد . کمتر کسی از مسئولیت داشتن خوشحال بود ، بیشتر آنرا بار سنگینی بر دوش خود میدانست.
زمان امام خوبیها حتی باغی انقلاب هم ژست انقلابی بودن و ضد امپریالیست داشت. تحصیلکرده امروز انگلیس آنزمان در ستاد جنگ مشغول بود و مغروق استخر فرح کمتر چوب لای چرخ انقلاب و انقلابیگری میگذاشت . مرحوم آنزمان هنوز معتقد به مانور تجمل نبود.
آری برادر ، سرباز خمینی بودن خیلی آسانتر بود از بسیجی بودن برای امام خامنه‌ای.
خمینی که رفت جوانان خمینی پا به سن گذاشتند اما هنوز سودای جوانی داشتند . دوست نداشتند از آسمان مدیریت کشور فرود بیایند . تازه اول عشق بود . جنگ تمام شده بود . امام حاضر را مطیع نبودند و امام گذشته را تفسیر میکردند و یادشان نبود که کوفیان اینگونه عاشورا را رقم زدند.
مغروق استخر فرمان مانور جمل داده بود .
و چه خون دلها خورد علی از این جماعت سر به سجاده و ریاکار .
قریب به سی سال از عروج امام خوبیها گذشته اما سید علی هنوز با تمام غربت و تنهایی در میان یاران قدیم و مدعیان جدید کشتی انقلاب را در این طوفانهای سهمگین منطقه‌ای به سلامت هدایت میکند.
جوانان دیروزی و مدعیان امروزی نمیروند . کلک میزنند که بیشتر بمانند . و اما این میان ، امید پیر مراد ما به جوانان است . اوست که در غربت به تنهایی شمشیر دفاع از ارزشهای خمینی را کشیده و چپ و راست میزند . ارزشهای خمینی که اکنون در میان خانواده امام خوبیها هم غریب افتاده.
بسیجی خامنه‌ای ماندن سخت است چون برخلاف قواعد دنیای امروز ، لازمه بسیجی ماندن برای سید علی انقلابی زیستن است . بدور از تجمل ، بدور از شهوت شهرت ، بدور از نگاره‌های غربی بر کالبد بشری . بسیجی خامنه‌ای که باشی باید دست روی زانوی خودت بزنی و بسازی هر آنچه انقلاب به آن نیاز دارد . بسیجی خامنه‌ای که باشی نمیتوانی برای رسیدن به صندلیهای قدرت از روی ارزشهای انقلابی گذر کنی ، نمیتوانی به راحتی جای جلاد و شهید را عوض کنی، بسیجی خامنه‌ای که باشی باید همیشه با لباس رزم بخوابی و همیشه آماده باشی برای شهادت.
بسیجی خامنه‌ای که باشی امپراطوری دروغ رسانه تو را له میکند اما تو باید فولاد آبدیده باشی.
اگر خون دادن برای خمینی زیباست، خون_دل خوردن برای خامنه‌ای زیباتر است.
فان_حزب_الله_هم_الغالبون
✍️ذوالفقاربابایی 97/9/7بمناسبت هفته بسیج ///من یک بسیجی ام

نوع مطلب : مطالب ذوالفقار بابایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس گفت: در لغو بیمه تکمیلی یک بی تدبیری اتفاق افتاده است و مسئولیت آن بر عهده کسانی است که این بی تدبیری را انجام داده اند.

حسینعلی حاجی دلیگانی نماینده مردم شاهین شهر، میمه،برخوار در مجلس شورای اسلامی با اعلام ابراز نارضایتی جامعه ایثارگری از موضوع لغو بیمه تکمیلی متذکر شد: در این راستا طی روزهای اخیر در خصوص بیمه تکمیلی به مسئولان ذیربط تذکراتی داده شده است. همچنین طوماری که با امضای 512 نفر از ایثارگران به بنده ارسال شده بود در قالب یک تذکر به رییس جمهور منتقل کردم تا مصوبه هیئت دولت در مهر ماه را لغو کند.
عضو فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس شورای اسلامی ادامه داد: البته دنبال این هستیم که درهیئت تطبیق که مسئولیت آن به عهده آقای لاریجانی است در آنجا هم لغو مغایر قانون بودن مصوبه دولت را بگیریم.
نماینده مردم شاهین شهر، میمه، برخوار در مجلس شورای اسلامی متذکر شد: در حال حاضر این موضوع را دوستان دنبال می کنند و ما هم در مجلس شورای اسلامی تذکرات لازم را ارائه داده ایم، چرا که با این بی تدبیری حدود 200 هزار ایثارگر متولی درمان ندارند و دچار مشکل شده اند.
حاجی دلیگانی تاکید کرد: در این موضوع واقعا یک بی تدبیری اتفاق افتاده است اگر چه درمان شوخی بردار نیست و در همین مدت کوتاه ممکن است که برخی از عزیزان بخاطر اینکه توان مالی ندارند و تحت پوشش بیمه تکمیلی نیستند جانشان را از دست بدهند، در این صورت مسئولیتش با کسانی است که این بی تدبیری را انجام داده اند.
عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سوال که قوانین خوبی در برنامه پنجساله تصویب شده ولی استدلال این است که دستگاه ها پولی ندارند متذکر شد: چنین چیزی نیست چرا که بالاخره وقتی یک قانون در مجلس تصویب می شود جنبه اجرایی به خود پیدا کند، حال ممکن است بخشی از آن چندین سال است که اجرایی نشده باشد ما در این مورد بحثی نداریم ولی در بخش درمان که تا الان بوده و اکنون استدلال این است که بی پول شده ایم چنین چیزی صحیح نیست. چرا که اگر بی پول بودیم بسیاری ار اسراف هایی که صورت گرفته اتفاق نمی افتاد.

ذوالفقاربابایی :
با گذشت قریب به چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی این اهمال مسئولین غیرقابل گذشت است. اگر عرضه ندارید كنار بروید و بیش از این برای ایثارگران زحمت فراهم نكنید.

نوع مطلب : مطالب ذوالفقار بابایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چند روز پیش که رفتم وام بگیرم مسوولش گفت به ازای هر ۵ میلیون تومن یه ضامن باید بیاری.
با خودم حساب کردم دیدم اون آقای عزیز که ۶۵ هزار میلیارد تومن وام گرفته ۱۳میلیون ضامن نیاز داره خب این تعداد کارمند در کشور ما نیست. بنابراین برای تکمیل کادر ضامنهاش باید از کارمندهای کشورهای افغانستان، ترکمنستان، آذربایجان و تاجیکستان کمک بگیره.
بعد حساب کردم دیدم اگه بانک بخواد برای این ضامنها پرونده تشکیل بده هر ضامن اگه مدارک و فرمهاش ۱۰ صفحه بشه کل صفحات پرونده ش میشه ۱۳۰ میلیون صفحه کاغذ A4. که برای بایگانی این تعداد پرونده و کاغذ نیاز به یک مجتمع چند طبقه ست.
خداییش خیلی دلم بحال بانک سوخت!!!


نوع مطلب : مطالب ذوالفقار بابایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()



همون جایی که چه ساعت ۳صبح بیای چه ساعت۳عصر از آمدنت خوشحال میشوند... درش ۲۴ساعت شبانه روز برای تو باز است...
همون جایی که وقتی میگویند دلتنگ اند، واقعا دلتنگ اند...
همون جایی که سر یخچالش میروی و هرچی میخواهی میخوری.
همون جایی که حتی اگر هوس کمیاب ترین خوراکی ها را هم کنی برایت می آورند.
همون جایی که همه دعوایت میکنن و غر میزنند تا غذایت را تا آخر بخوری.
همون جایی که گل وگیاه هایش به طرز عجیبی رشد میکنند.
آن جا قندهایش شیرین تر است...
نمک هایش شور تر است...
پرتقال هایش مزه ی پرتقال میدهند...
غذاهایش خوشمزه تر است...
آنجا کوفته ها و کتلت ها وا نمیروند...
حتی عدس پلو با آن قیافه ی مسخره اش مزه ی بهشت میدهد...
آنجا بالشت ها نرم ترند..
پتوها گرم ترند...
آنجا خواب به عمق جان آدم میچسبد...
آنجا پر از امنیت و آرامش است...
آنجا بابا و مامان دارد...

خدایا خودت اگر زنده هستند حفظشون کن اگر ازمیان ما رفته اند بیامورزشون :pray::heart:

تقدیم به همه ی پدرها ومادرهای مهربان الخصوص پدر ومادرهای شهدا وجانبازان وایثارگران ایران عزیزم بخصوص رهبر فرزانه کبیر انقلاب حضرت امام ره ورهبر عزیزم احضرت امام خامنه ای :heart:

نوع مطلب : مطالب ذوالفقار بابایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

:small_red_triangle: 1- توافق ژنو چیست؟
2- توافق لوزان چیست؟
3- توافق وین چیست؟
4- فرق لغو و تعلیق و توقف؟
5- تفاوت قطعنامه و توافقنامه؟
6- تفاوت کیک زرد با کیک شکلاتی؟
7- ظریف، ظرافت داشت یا سیاست؟
8- کری همیشه کر بود یا مدتی هم شَل بود؟
9- عراقچی با تخت‌روانچی چه نسبتی داشت؟
10- آیا حناچی همان خاشقچی است؟
11- آیا دختر مظلوم وزیر قاچاقچی با خاشقچی رابطه داشته است یا خیر؟
12- برجام کدامیک بود؟ گلابی، نوزاد، نوجوان، آفتاب تابان، ابر پرباران، فتح الفتوح، همه موارد؟
13- آیا خاشقچی نام مستعار قاشقچی است؟
14- عاقبت سانچی به کجا ختم شد؟
15- آیا مسافرین قطار تبریز-مشهد بیمه تکمیلی هم داشتند یا فقط بیمه بودند؟
16- متن #Fatf با fifa و Cft چه فرقی داشتند؟
17- آیا شورای نگهبان Cft رارد کرد یا #Fatf را؟
18- نظر مجمع تشخیص درخصوص #Fatf چه فرقی با نظر مجلس شورا در مورد Cft داشت؟
19- در نهایت نوزاد برجام طبیعی سقط شد یا با سزارین سقط گردید؟
20- آیا سوئیس، سوئیفت را در مورد ایران اجرا کرد یا متوقف نمود؟
21- حسن روحانی با حسن فریدون نسبتی داشتند؟
22- مجید عمرانی چه نسبتی با حسن روحانی و چه رابطه ای با حسن فریدون داشت؟
23- آیا حسن روحانی مدرک دکتریش را از دانشگاه انگلیس، جهشی گرفته است یا پرشی؟
24- آن حسن که از عاشورا درس مذاکره می‌گرفت، چه فرقی با حسن دیگری که از عاشورا درس مقاومت می‌گرفت، داشت؟
25- کدام حسن دروغگوتر بود؟ آن حسن یا آن حسن دیگر؟
26- اختلاف نظر حسن فریدون با حسن روحانی در مورد معوقات بانکی و اختلاسهای نجومی در چه بود؟
27- عاقبت گیرندگان حقوقهای نجومی در دولت فریدون به کجا ختم شد؟
28- چند نمونه از دعاهای مردم ومخصوصا زوار اربعین در پشت سر دولت حسن را به اختصار بنویسید. (در صورت نیاز از سه نقطه.... می‌توانید استفاده کنید!)
29- حداقل 59 نمونه از فحشهای حسن روحانی را با رسم شکل شرح دهید. (در صورت نیاز حتما و حتما از تصویر شطرنجی استفاده شود)
30- چند ساعت پس از انتخاب حسن به ریاست جمهوری، کلیدش گم شد؟
31- مسکن اجتماعی چه فرقی با مسکن مهر داشت؟۳۲- آیا دولت روحانی اعتقادی به مسکن برای مردم داشت؟
۳۳- اصلا اعتقاد به مردم داشت یا ظاهری بود؟
۳۴- چرا آب سنگین اراک را بتن گرفت؟ به خاطر مردم یا به خاطر غرب؟
۳۵- چرا روحانی جلوی رشد علمی کشور را گرفت؟
۳۶- هوافضا را چه دولتی تعطیل کرد؟ فریدون - روحانی - عمرانی - همه موارد!
۳۷- تورم را چه دولتی تک رقمی کرد که قیمت ها ۵ برابر شده اند ولی حرف مرد یکی است وهنوز تک رقمی است؟
۳۸. نقش برادر فریدون و سیف و عراقچی در رشد دلار و سقوط ریال چه بود؟



نوع مطلب : مطالب ذوالفقار بابایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیٖم ✍️ذوالفقاربابایی
راجع به ذوالفقار یه نکته رو توجه کنید اونم اینه که برخی به خطا فکر می کنند که ذوالفقار یعنی شمشیری که دو تیغه دارد! و بر همین اساس در نقاشی ها و حتی فیلمها آنرا دو تیغه نشان می دهند که این اشتباه است.
امام صادق (ع) فرمود: ذوالفقار بدین جهت نام گرفت که در وسط تیغه ، در طول آن شیاری بود که آن را به مهره های کمر تشبیه کرده بودند . ( علل الشرایع ، ج ۱ ، ص ۱۶۰ ؛ مناقب ، ج ۳ ، ص ۳۴۰ )
‍ همچنین صدوق در « من لا یحضره الفقیه ، ج ۴ ، ص ۱۷۸ » گوید ‹‹ ذوالفقار شمشیری بود که پیامبر (ص) به علی (ع) داد و بدین جهت این نام گرفت که در پشت آن مهره هایی چون مهره های کمر انسان وجود داشت یا بدین جهت که کمر کفار را قطع می کرد .
‍ ذوالفقار به معنای «صاحب فقرات» است. فقره به معنای مهره کمر است. چون بر پشت این شمشیر خراش‌های پست و هموار بود، آن را بدین نام خوانده‌اند. پنداشته می‌شود که ذوالفقار دارای دو تیغه یا دو زبانه بوده،
اما به قول دهخدا «این گمان درست نیست»
✍️ذوالفقاربابایی بسیجی فعال فضای مجازی
بسیجی که باشی جنگ باشد تیر میخوری و صلح باشد فحش...

بسیجی که باشی،می فهمی نمیتونی عادی باشی،عادی بگذری،عادی زندگی کنی...
بسیجی که باشی یه دنیا دشمن واسه خودت تراشیدی...
بسیجی که باشی توی مدرسه و دانشگاه تمام دردت اینه چرا باید درسی رو بخونی که با بنیانش مشکل داری،چرا باید به استادی گوش بدی که بیرحمانه هر روز آرمانهای تو را می کوبه و همه او را روشنفکر میدانند و فرنگ رفته!!
بسیجی که باشی دوستات با کنایه ازت می خوان بگی چقدر پول می گیری واسه فعالیتهات تو بسیج؟ پولی که اصلا وجود نداره
بسیجی که باشی و در حال ذکر یعنی ریاکاری و بدنبال منافع!! و کسی چه میداند تو برای بسیجی بودن تمام منافعت را زیر پا گذاشتی....
بسیجی که باشی ،آدمی ،و ممکنه گاهی بلغزی و امان از لغزشت که با لغزش تو تمام اسلام زیر پا می رود،!!! آبروی بسیجیهای دیگر هم می رود!! ولی با لغزش پسر همسایه او فقط جوان است و جوانی کرده و دلش پاک است....

بسیجی که باشی معمولی نیستی....خاصی

خلاصه بسیجی که باشی.....
تهمت اگر بزنند در جستجوی حقیقتند! جواب اگر بدهی دروغگویی!
مسخره ات بکنند انتقاد است! جواب بدهی بی جنبه ای!
تهدیدت اگر بکنند دفاع کرده اند! تهدید اگر بکنی خشنی...
راهپیمایی اگر بکنن حق آنهاست و عقیده خودشان است!
راهپیمایی اگر بکنی ساندیس خوری یا به زور آمدی...
بسیجی اگر باشی میشوی افراطی! اما دیگران میشوند آزادی طلب و روشنفکر . . .
بسیجی اگر باشی هر گاه فتنه منافقین و جنگ با داعشیها بشه باید سینه سپر کنی برای مردم،جنگ و فتنه که تموم شد تبدیل به یک تندرو،خشونت طلب و افراطی میشی

بسیجی،میمانیم
من با افتخار یک بسیجیم
و در نهایت...
سربلندی اون بسیجیانی که اصلا اسمشون برده نمیشه و در عین گمنامی باید بزرگترین کار ها رو انجام بدن حتی دریغ از یک نام،همونایی که وقتی شهر نسبتا آرام است در تلاطم فتنه حضور دارن

سربلندی تمامی
بسیجیان مخلص صلوات

هفته بسیج بر تمامی بسیجیا ن شهید وجانباز وازاده وجهادگر وفضای مجازی مبارک باد


نوع مطلب : مطالب ذوالفقار بابایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
۱- به شخصی یک قرآن هدیه کن؛ هرگاه تلاوت کرد ثوابش به تو میرسد.
۲- به یک شفاخانه یک ویلچر هدیه کن. هر مریضی استفاده کرد ثوابش به تو میرسد.
۳- در تعمیر مسجد شرکت کن.
۴- در جای پر ازدحام، آب سردکن بگذار. هرکس آب بنوشد ثوابش به تو می رسد.
۵- یک درخت یا نهال بکار؛
هر انسان یا حیوان استفاده کند ثوابش به تو میرسد.
۶- از همه آسان تر، این مطلب را به اشتراک بگذار، هرکس عمل کرد ثوابش به تو میرسد.
از اشك سه كس بترس:
1-اشك یتیم
2-اشك مظلوم
3-اشك پدر ومادر
اگه سبب ریختن اشك یكی از اینها بشی همانا دری از جهنم را برویت باز كردی

به بزرگتر از خودت بی احترامی نكن؛زیرا روزی در موقعیت سنی او خواهید شد
با دوستت با چهره ای باز وخندان روبرو بشو؛ تا دوستیت را بیشتر احساس كند
چو دشمنت را دیدی لبخند بزن؛تا نیرو و قوتت را احساس كند
سعی كن همیشه شخصیت خاص خودت را داشته باش؛تا خودت را گم نكنی

نسبت به دیگران خوش بین باش؛تا دیگران نیز نسبت به شما خوش بین باشند
احمق به كاری كه انجام نداده؛سخن میگوید و شخص مغرور سخن میگویند در كاری كه میخواهد انجام دهد و شخص عاقل سخن نمیگوید وعمل میكن
د
هیچ فرقی بین رنگ نمك و شكر نیست؛ هر دوتاشون یك رنگ دارند…بعد از چشیدن فرق را خواهید فهمیدانسانها همه همینجورند


ده موردازبهترین دکترهادرجهان:
1-قرآن کریم
2-آب نوشیدن زیاد
3-خواب کافی درشب
4-هوای آزادوپاک
5-روزی نیم ساعت پیاده روی
6-خوردن غذای سالم وبه مقدار
7-نورآفتاب
8-عسل
9-سیاه دانه
10-راضی بودن به قضاوقدرچه خیرش وچه شرش
1-نفس بکش بالااله الاالله
2-نفست راسرزنش کن بااستغفرالله
3-هنگام دردکشیدن بگوالحمدلله
4-هنگام تعجب بگوسبحان الله
5-هنگام خوشحالی صلوات بررسول الله
6-هنگام ناراحتی انالله واناالیه راجعون
7-سم چشمانت رابشکن به گفتن ماشاالله تبارک الله
8-شروع کن بابسم الله
9-خاتمه بده باالحمدلله


نوع مطلب : مطالب ذوالفقار بابایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
بسیجی یعنی : از ولایت تا شهادت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 547 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی