شهدای دزآور
شهدا را یاد کنید حتی با ذکر یک صلوات
درباره وبلاگ


سامانه پیامک ستاد یادواره شهدای دزآور
منتظر نظرتون هستیم
500020401170
500051561000
50001040001400
09117913875 تلگرام

مدیر وبلاگ : ذوالفقار بابایی
مطالب اخیر
نظرسنجی
آیا از این وبلاگ راضی هستید؟






سی و نه سال که با خط پیاده داریم راه میرویم. ویلاهای ما، مسکن ما، مغازه های ما، زمین های ما، حقوق های ما، وام های ما، حق و حقوق بچه های ما، زندگی و آرامش و آسایش ما کجاست؟

تفریح بچه های ما کجاست؟

ذوالفقار بابائی- قابل توجه مدیران و مسئولان

شکایت یک رزمنده جانباز شیمیایی اعصاب و روان ایثارگر مجروع جنگی خادم الهشدا وبسیجی فضای مجازی

قریب به 10 ساله که روی اعصابم دارن راه میروند. عده ای ریه هایم را سوزاندن کف پاهایم تا استخوان هایش گوشتی نمانده از بس که پیاده روی و پله ها رو بالا و پائین کردم. دونه به دونه انگشت های دستام تا مغز استخوانش خرد شدند از بس که نامه  درخواست تقاضا درخواست کردم و نوشتم زبونم مو درآورد از بس که داد زدم، هوار کشیدم، تذکر دادم که خدا نکند که خلافی مرتکب یا جرمی یا خیانتی یا کلاهبرداری یا از مال بیت المالی یا مال مستضعفین یا مال یتیمی را بالا بکشند.

 تا اینکه با یکی از دوستانم مطرح کردم و گفتم که وضعیتم اینطوریه. چه دارویی داری؟ چه نصیحتی داری؟ چی کار کنم؟ بعد از چند روزی در جواب گفت اول خدا دوم خدا سوم خدا توکل کن و داروهایت را از ایشان طلب کن. تمام دندان هایم خرد شده اند و دندانی نمانده برایم از بس که حرص خوردم که چرا انقلاب به دست نااهلان افتاده چرا تمام مسئولان و مدیران مسئولین که تا دیروز خارج نشین بودن حالا ادعای انقلاب را می کنند.

 از اینکه در یک کشور اسلامی و جهان سومی به دنیا آمدم، دوران زندگی بسیار پرتنشی داشته ام. زیرا یک رزمنده یک بسیجی، یک خادم الشهدا، یک جانباز، یک ایثارگر، یک سرباز ولایت، یک مطیع یک مخلص بودم و هستم. زیرا در دوران انقلاب و جنگ به سر میبرم و به سر بردم. زیرا برای شهادت دوستانم همسنگرانم فامیل هایم دامادم بستگانم بچه محل هایم، هم وطن هایم صدها و صدها بار گریه کرده ام و گریه هم می کنم زیرا به افسردگی در این نقطه اقلیمی جهان مبتلا شدم. زیرا حقوق اجتماعی و درجه ایمانی و صداقت و پاکیم و شان من از زندگی این نبود و نبایدم باشد.

 زیرا بعد از 39 سال خدمت صادقانه بدون چشم داشتی و 10 سال جانبازی اعصاب و روان و شیمیائی و جانباز جنگی و غیره مبلغ 460000 تومان به عنوان کمک معیشت به بنده پرداخت می کنند. البته در کنار اینها به کارگری مشغول می باشم و هیچ گونه ای کمک های بلاعوض، هیچ گونه وام دریافتی نداریم و با هزاران تلاش و دیدن خدعه های فراوان حتما این مقدار هم به قحطی برسد چون امثال بنده یک فرد صادق و فقط با خدای خود معامله کردم و قرار نیست که چون با خدا معامله کرده ام به ماها ظلم شود.

زیر با چراغ گشتم و گشتم و عدالت را بیشتر گم کردم چون عدالتی در کنار این مسئولان مدیران وجود ندارد. ترسی بفکر پست و مقام و درجه –حقوق و میز و صندلی خود است و احساس میکنم که زندگی درد آوری در این حرفه ای که من انتخاب کردم در آینده ای نه چندان دور مصائب خود و خانواده ام بیشتر خواهد شد. دیگر طاقت نوشتن ندار.م دیگر کار از گلایه گذشته. دیگر نمی دانم چه کسان و سیستمی مسئول یا مدیر است اما انتخاب محل تولد و تحمل شداید و در طول زندگی با خودم نبوده. برای همه موارد خداوند به تو شکایت دارم. از تقدیر شکایت دارم و از نداشتن شرایط خوب.

 برای تدبیر هم شکایت دارم و در این لحظات اذان سر مزار شهدا به فرشتگانت پناه بردم و خواهم برد با صدای بلند سرمزار شهدای گمنامت صدایم را با صدای اذان مساجد و صدای شهدای گمنامت یکی کرده و به سوی خدا اعلام میدارم بخاطر همه چیز از عمیق جانم گریه دارم. درد بنا سهم از دیدن و سکوت زیاده بوده آرزوهای دست نایافته به وسعت عمرم دارم. خدایا گلایه از شرایط دارم و میترسم این گلایه ها را تبدیل به پست و مقام کنند که حوصله و توان چند و دهان به دهان مسولان و مدیران و اتهام را ندارم .

سهم ما رزمندگان بسیجیان خادم الشهدا جانبازان ،ایثارگران ،محرومان ،مستضعفان، از انقلاب کجاست؟

چرا باید عده ای در کاخ ویلاهای آنچنانی و به باغ و به اتومبیل و مغازه و پس انداز و مسکن و حساب های آن چنانی و حقوق های نجومی وام های میلیاردی تفریحات کیش شمال امارات متحده عربی فرانسه و کشورهای خارجی غیر باید داشته باشند ولی انقلابی ها فرزندان خمینی سربازان ولایت در فقر تنگ دستی بدبختی و نداری به نان شبشان محتاج باشند؟ آیا این انصاف است؟ انصافتان کجاست؟ کمی انصافتان را بیدار کنید. کمی وجدانتان را بیدار کنید.

 تفریح بچه های ما کجاست؟ اتومبیل های ما کجاست؟ سی و نه سال که با خط پیاده داریم راه میرویم. ویلاهای ما، مسکن ما، مغازه های ما، زمین های ما، حقوق های ما، وام های ما، حق و حقوق بچه های ما، زندگی و آرامش و آسایش ما کجاست؟ آیا به مدت بیست سال است که مدیران و مسئولان در جلسه هستن برای امسال های بنده نقشه تخریب بچه های انقلاب و انقلابی را کشیده اند تا حقوق های نجومی و وام های میلیاردی گیرنده باشند با توجه به اینکه اگر تمام زندگی این حقیر را ازش بگیرید و در بدترین شرایط زندگی باشم حتی نان شبم نداشته باشم دست از انقلاب شهدا خمینی و خامنه ای و اسلام دین شرف ناموس غیرت مسلمین خدمت بر نمی دارم.

خدایا در یک جمله :

سهم از زندگی – از خدمت صادقانه –صداقتم پاکیم –شرافتم –ایمانم کردارم این نبود

خادم الشهدا رزمنده بسیجی جانباز اعصاب و دوران و شیمائی و بسیجی فضای مجازی



نوع مطلب : مطالب ذوالفقار بابایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی